بهر اختر كرو روشن چراغيست * نهاده بر دل آزاده داغيست
هزاران داغ هست و مرهمى نى « 1 » * وزين بىمرهمى هيچش غمى نى « 1 »
ز سوزش كس دمى بىغم نيفتاد * كز آن در عمر هاماتم نيفتاد
نصير الدين المظفر الخوارزمى
در فنون علوم عقلى و نقلى خصوصا فقه شافعى بغايت متبحر بود و بدانستن ساير اقسام فضيلت و فن استيفاء و سياقت مباهى و مفتخر .
پيوسته برعايت اهل فضل و كمال اقدام مينمود و قاضى عمر بن سهلان الساوجى بصائر « 2 » نصيرى در علم حكمت « 3 » و منطق بنام او تصنيف فرموده .
در جامع التواريخ مسطورست كه : نصير الدين محمود در اوايل حال بامر اشراف مطبخ و اصطبل سلطان سنجر مىپرداخت و چون از عهدهء آن مهم كما ينبغى بيرون آمد سلطان او را مشرف جمع و خرج ممالك ساخت . بعد از آن متقلد منصب جليل القدر وزارت گشت . اما بواسطهء جبن و خشيت طالب علمانه كه در طبيعتش مركوز « 4 » بود مهام وزارت را كما ينبغى سرانجام نتوانست نمود و سلطان او را از تكفل آن امر معاف داشته ، نوبت ديگر منصب اشراف ممالك را به دو رجوع فرمود و نصير الدين تمشيت آن شغل را بپسر خود شمس الدين على بازگذاشت .
درين اثناء بعضى از امراء و اركان دولت او را بر آن داشتند كه قصد مقرب الدين جوهر خادم كه در سلك اعاظم اعيان حضرت سنجرى ملتزم بود نمايد « 5 » و باغواى امراء مغرور گشته ، آغاز تقرير كرد و
هامش
( 1 ) خ : نه
( 2 ) ق و خ : مصابر
( 3 ) خ : علم و حكمت
( 4 ) ق : مذكور
( 5 ) در خ اين كلمه نيست و درق در حاشيه افزوده شده