تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
بهر اختر كرو روشن چراغيست * نهاده بر دل آزاده داغيست هزاران داغ هست و مرهمى نى « 1 » * وزين بىمرهمى هيچش غمى نى « 1 » ز سوزش كس دمى بىغم نيفتاد * كز آن در عمر هاماتم نيفتاد

نصير الدين المظفر الخوارزمى

در فنون علوم عقلى و نقلى خصوصا فقه شافعى بغايت متبحر بود و بدانستن ساير اقسام فضيلت و فن استيفاء و سياقت مباهى و مفتخر . پيوسته برعايت اهل فضل و كمال اقدام مينمود و قاضى عمر بن سهلان الساوجى بصائر « 2 » نصيرى در علم حكمت « 3 » و منطق بنام او تصنيف فرموده . در جامع التواريخ مسطورست كه : نصير الدين محمود در اوايل حال بامر اشراف مطبخ و اصطبل سلطان سنجر مىپرداخت و چون از عهدهء آن مهم كما ينبغى بيرون آمد سلطان او را مشرف جمع و خرج ممالك ساخت . بعد از آن متقلد منصب جليل القدر وزارت گشت . اما بواسطهء جبن و خشيت طالب علمانه كه در طبيعتش مركوز « 4 » بود مهام وزارت را كما ينبغى سرانجام نتوانست نمود و سلطان او را از تكفل آن امر معاف داشته ، نوبت ديگر منصب اشراف ممالك را به دو رجوع فرمود و نصير الدين تمشيت آن شغل را بپسر خود شمس الدين على بازگذاشت . درين اثناء بعضى از امراء و اركان دولت او را بر آن داشتند كه قصد مقرب الدين جوهر خادم كه در سلك اعاظم اعيان حضرت سنجرى ملتزم بود نمايد « 5 » و باغواى امراء مغرور گشته ، آغاز تقرير كرد و
هامش
( 1 ) خ : نه ( 2 ) ق و خ : مصابر ( 3 ) خ : علم و حكمت ( 4 ) ق : مذكور ( 5 ) در خ اين كلمه نيست و درق در حاشيه افزوده شده