امر ساختم و او با وجود تجلى باصناف « 1 » علم و فضيلت در ايام وزارت بر كارى چند اقدام نمود كه هرگز هيچكس از اجلاف عوام بر امثال آن مهام قيام ننمايد . معذلك طريق عفو و اغماض شعار خود ساختم ، تا عبد الرزاق وفات يافت . پس شرف الدين ابو طاهر كه بصفت امانت و ديانت مشهور بود اين مهم را تعهد نمود . او هم در عنفوان اوان وزارت درگذشت و تغار « 2 » بيك محمد بن سليمان وزير گشت . چون عدم قابليت او بر عالميان وضوح تمام يافت عزلش بر ذمت همت پادشاهانه واجب نمود .
اكنون به حمد اللّه سبحانه و تعالى كه ترا اهليت اين كار بسيارست و مرا بر وفور امانت و ديانت و صنوف كفايت و درايت تو اعتماد بيشمار . بايد كه بعنايت و مرحمت بىنهايت ما مستظهر و اميدوار باشى و هيچ نوع دغدغه بحواشى خاطر راه ندهى .
بيت
نيك اخترى كه بوسه برين آستان دهد * زودش سپهر پير بدولت نشان دهد
معين الدين چون سخنان سلطان عدالت آئين را استماع نمود انگشت قبول بر ديده نهاده ، روز ديگر خلعت وزارت دربر افگند و سلطان او را بانعام دولت زرين و طبل و علم مفتخر و مباهى ساخت و معين الدين بتنظيم امور ملك و مال بر سبيل استقلال پرداخته ، بارتفاع اعلام عدل و انصاف و انخفاض رايات ظلم و اعتساف مهما امكن قيام نمود . در اطراف و اقطار جهان مدارس و خوانق و اربطه و بقاع نفاع « 3 » بسيار بنا فرمود و قراى معمور و مستغلات « 4 » موفور از خالص اموال خويش خريده ، وقف
هامش
( 1 ) خ : بانصاف
( 2 ) ق : تعار و خ : طغار
( 3 ) در خ اين كلمه نيست
( 4 ) ق : مستقلان و خ : مستقلام