را بحيز ظهور آورد و از مضمون اين كلام صدق انجام عقلاى ايام وضوح تمام مىيابد كه عداوت سادات عظام و منتسبان خاندان سيد الانام عليه الصلاة و السلام موجب نكبات دنيوى و سبب عقوبات اخروى مىشود .
پس واجب و لازم چنان مىنمايد كه اصحاب دولت و اقبال نسبت به اين طايفهء عالىمكان كه آيهء كريمهء
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
در شان ايشانست در طريق اخلاص و محبت سلوك فرمايند و بسبب اعراض جهانى و حصول مرادات عالم فانى لوح دل خود را بلوث بغض و عداوت ايشان نيالايند . پيوسته مهام اين فرقهء ناجيه ، بلكه امور جمهور خير البريه بسرانجام مقرون گردانند و در فراغ بال و رفاه حال اهل علم و كمال كوشيده ، نهال محبت و مودت در فضاى خاطر اكابر و اصاغر نشانند .
مثنوى
اگر خاك يا بى « 1 » همه دوستكار * كه ميرويد از سنگ نادوستدار
جزاى نكوكار بايد بهشت * خوش آنكس كه جز تخم نيكى نكشت
مجير الملك « 2 »
در تدبير امور وزارت و معرفت ابواب كفايت بىشبه « 3 » و نظير بود و در اكتساب معالى و تحصيل اسباب بزرگى بدرجهء بلند ترقى نمود و مدتى بوزارت سلطان معز الدين سنجر بن ملكشاه اشتغال داشت و در آن ايام مهام ملك و مال را بواجبى سرانجام نموده ، اعلام نيكنامى برافراشت . بالاخره فخر الملك بن نظام الملك طمع در آن منصب بسته ،
هامش
( 1 ) خ : پائى
( 2 ) خ : فخر الملك و در ق نقطه نگذاشته است
( 3 ) خ : به شبه