بانواع خدمات و تكلفات جذب خاطر والدهء سلطان و امير ارغوش كرد و ايشان مجير الملك را بمعايب واقع و غير واقع متهم ساخته ، سلطان بقيد و حبس او مثال داد و بعد از آنكه آنچه داشت از مجير الملك بستدند او را برسم رسالت نزد سلطان بهرامشاه غزنوى فرستادند و مجير الملك در « 1 » خدمت بهرامشاه روزى ميگذرانيد ، تا آن زمان كه اجل موعود رسيد .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
.
فخر الملك مظفر بن نظام الملك
ثمرهء شجرهء جلالت و درى برج وزارت بود و بعد از عزل مجير الملك بسرانجام مهام ملك - - و ملت « 2 » - - و مال قيام نمود . در نصب الويهء عدل و انصاف و رفع آثار ظلم و طغيان مساعى مشكور « 3 » بتقديم رسانيد و در تمشيت امور اصحاب علم و تقوى و تقويت احكام شريعت غرا مراسم جد و اجتهاد ظاهر گردانيد و چون بمقتضاى كلمهء كريمهء
« فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » *
وقت رحلت فخر الملك بعالم باقى رسيد بضرب خنجر يكى از فدائيان ملاحده شربت شهادت چشيد .
مثنوى
رخى كز برگ گل آزار مىيافت * تنى « 4 » كز تار موئى بار مىيافت
بشمشير ستم شد كشته ناگاه * به خون آغشته شد ، الحكم للّه
صدر الدين محمد بن فخر الملك
سلطان سنجر بنابر رعايت حقوق فخر الملك پسرش صدر الدين محمد را بجاى پدر بر مسند وزارت نشاند و او بصفت تكبر و نخوت
هامش
( 1 ) ق و خ : اژ
( 2 ) در ق اين كلمه نيست
( 3 ) ق و خ : مذكور
( 4 ) خ : تهى