موصوف بود و در اخذ اموال سلطانى دليرى بسيار مىنمود و در آن اوان كه سلطان دار الملك را مسخر و مفتوح گردانيد و ملازمان آستان سلطنتآشيان بضبط خزاين آل سبكتكين اشتغال داشتند صدر الدين جواهر وافر ولالى متكاثر جهة خاصهء خود تصرف كرد و بعضى از دشمنان او بر كيفيت حال اطلاع يافته ، شمهاى ازين « 1 » معنى بعرض سلطان رسانيدند و آتش خشم سلطانى مشتعل گشته و حكم بانهدام بناى بقاى وزير صدور يافته ، فوجى از ملازمان درگاه او را بضربات گرز و چماق هلاك ساختند .
بيت
تخلف ز كوى امانت مكن * در اموال شاهى خيانت مكن
كه سازد امانت ترا كامگار * برآرد خيانت ز جانت دمار
شهاب الاسلام عبد الرزاق طوسى
از جملهء قرابتان نزديك خواجه نظام الملك بود و در اوايل حال به تحصيل علوم شرعيه قيام مىنمود . اكثر ايام شباب را بتحقيق مسائل احكام دين مصطفوى ع مصروف داشت و بسيارى از احاديث حضرت نبوى را ياد گرفته ، بر لوح ضمير نگاشت . سلطان سنجر او را از كنج مدرسه بيرون آورده ، زمام امور وزارت بقبضهء درايتش داد و مفاتيح مصالح مملكت « 2 » در كف كفايتش نهاد و شهاب الاسلام با وجود آنكه در سلك علماى اعلام انتظام داشت چون بر مسند وزارت نشست بخار غرور و پندار بكاخ دماغ او تصاعد نمود و به وضع قواعد ناپسنديده مبادرت جسته ، در
هامش
( 1 ) خ : از آن
( 2 ) خ : مملك