تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مجد الملك را پاره‌پاره كردند . سلطان بهيبت اين واقعه دامن خيمه برداشته ، بيرون رفت و در منزل اخر بيك كه يكى از اعيان مملكت بود شتافته ، از وى درخواست نمود كه با امراى عاصى ملاقات نمايد و در تسكين آن فتنه كوشش نمايد و اخر بيك بحسب ظاهر اين معنى را تقبل نموده ، نزد امراء شتافت و چون ضمنا با ايشان متفق بود فى الحال بازگشته ، بعرض بر كيارق رسانيد كه : هرچند ارباب معصيت را نصيحت نمودم فايده نداد . اكنون مصلحت آنست كه سلطان با غلامان خاصه از ميان اين طبقه بيرون رود . لاجرم سلطان بر كيارق با چند غلام زرخريده متوجه رى گرديد و سلطان محمد بىارتكاب كلفت بر بالش سلطنت تكيه زد و مويد الملك بىمزاحمت اغيار منصب وزارت يافته ، بتدبير مصالح مملكت مشغول گشت و بر كيارق برى رسيد . لشكرى فراهم آورده ، روى ببرادر نهاد و در رجب سنهء 493 بين الجانبين محاربه واقع شده ، شكست بر طرف بر كيارق افتاد . اما در جمادى الاخر سنهء اربع و تسعين - - و اربعمائه « 1 » - - كرت ديگر ميان آن دو برادر عالى گهر نايرهء جنك و جدال التهاب و اشتعال يافته ، اين نوبت نسيم ظفر و نصرة بر پرچم بر كيارق وزيد و سلطان محمد فرار نمود . مويد الملك وزير اسير گرديد و در اثناى قيد و حبس بمواعيد دلفريب جذب خاطر امرا كرده ، بواسطهء ايشان معروض سلطان گردانيد كه : اگر پادشاه رقم عفو بر جرايد جرايم من كشد و نوبت ديگر مرا بمرتبهء بلند وزارت رساند مبلغ صد هزار دينار پيشكش ميكنم . كرم جبلى بر كيارق اقتضاى اجابت ملتمس
هامش
( 1 ) سال 494 و در ق و خ كلمهء اربعمائه افتاده است
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 181 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى