يافت و همت بر قتل خواجه نظام الملك رحمه اللّه « 1 » مصروف داشته ، فدائيى نامزد آن مهم كرد و چنان كه « 2 » مذكور شد در سنهء 485 آن فدائى خواجه را بغز شهادت رسانيد و حسن در شهور سنهء 488 « 3 » بتقدير حى لا يموت در قلعهء الموت بمقامى كه در آن عالم جهة او تعيين يافته بود انتقال نمود ، آنكه پاينده و باقيست خدا خواهد بود .
عز الملك بن نظام الملك
در اوايل سلطنت سلطان بر كيارق روزى چند بر مسند وزارت نشست . اما چون اكثر اوقات بشرب مدام و مصاحبت جوانان سيماندام مصروف مىداشت و از عهدهء آن مهم خطير بيرون نمىتوانست آمد ، سلطان او را معزول ساخته ، برادرش مويد الملك را قايممقام گردانيد .
مويد الملك بن نظام الملك
بصفت علو همت و سمت سخا و مكرمت موصوف و معروف بود و - - چون « 4 » - - روزى چند بوزارت سلطان بر كيارق اقدام فرمود برادرش فخر الملك به خدمت سلطان توسل جسته ، باصناف هدايا و تحف لا تعد و لا تحصى خود را مقبول خاطر و منظور نظر شهريارى گردانيد و سلطان بسبب مشاهدهء اين خدمات پسنديده رقم ارتحال « 5 » بر صفحهء حال مويد الملك كشيده ، فخر الملك را وزير ساخت . در اين اثناء ميان بر كيارق و عمش تتش « 6 » محاربه واقع شد . تتش بقتل رسيد و بر كيارق
هامش
( 1 ) ق : رحمة اللّه و خ : رحمت اللّه
( 2 ) ق و خ : چنانچه
( 3 ) در خ چنان نوشته شده كه 480 و 485 هردو خوانده مىشود .
( 4 ) در خ اين كلمه نيست .
( 5 ) ق : رقم حال
( 6 ) ق : تنش و در خ بىنقطه نوشته شده .