تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
ثبت فرموده بودند اين فقير نيز تتبع ايشان نمود و العلم عند اللّه تعالى . در روضة الصفا مسطورست كه : بعد از فتح مذكور سلطان الب‌ارسلان بيشتر از پيشتر در ازدياد مرتبهء آن وزير صافىضمير ستوده سير كوشيده ، منصب اتابكى سلطان ملكشاه را بدان جناب تفويض گردانيد و مقرر شد كه خواجه را ايلك واتا « 1 » خواجه گويند و قبل از آن امثال القاب تعلق بوى ميداشت . بثبوت پيوسته كه در سنهء خمس و ستين و اربعمائه « 2 » سلطان الب‌ارسلان از خاكدان جهان برياض رضوان انتقال فرمود و سلطان ملكشاه بسعى و اهتمام آن خواجهء آصف پناه بر مسند سلطنت نشسته ، در تشييد قواعد عدل و انصاف جهد موفور بذل فرمود و در سنهء احدى و ثمانين و اربعمائه « 3 » سلطان ملكشاه تسخير دار الملك سمرقند را پيشنهاد همت ساخته ، بمحاصرهء سليمان خان كه حاكم آن بلدهء فاخره بود پرداخت و در عرض چند روز شهر مسخر گشته ، سليمان خان را مقيد به طرف اصفهان روان ساخت و در وقت مراجعت از ماوراء النهر خواجه نظام الملك اجرت ملاحان جيحون را بر مال انطاكيهء شام نوشت و ملاحان استغاثه نزد سلطان برده ، سلطان از وزير صافىضمير پرسيد كه : حكمت درين حركت چيست ؟ جواب داد كه : بنابرآن اين معنى از من صدور يافت كه من بعد سالهاى فراوان از فسحت مملك سلطان بازگويند و سلطان را اين صورت - - بغايت - - « 4 » - - مستحسن افتاده ، خواجه را فرمان داد تا بروات ملاحان را تحويلداران بزر نقد خريدند و در سنهء تسع و سبعين و اربعمائه « 5 » سلطان ملكشاه بدار السلام بغداد رفته ،
هامش
( 1 ) - ق و خ : اما ( 2 ) - ق : سنهء 465 ( 3 ) - ق : سنهء 481 ( 4 ) - در خ اين كلمه نيست ( 5 ) - ق : سنهء 379