و ابواب البر در بلدهء بغداد و اصفهان و ساير اقطار و اطراف جهان بنا فرمود و قريه و مزارع خوب و تيمات و مستغلات مرغوب بر آن ابنيهء رفيعه وقف نمود . لاجرم بمقتضى كلمهء
« وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ »
در زمان سلطنت سلطان البارسلان و اوان ايالت سلطان ملكشاه كه مدت سى سال راى عالم آرايش خورشيد مثال « 1 » مورد حدود آمال و امانى جهانبانى گشت و بجمع اسباب مكنت و حشمت وفور بادوات شوكت و ابهت از جميع اصحاب جاه و جلال و ارباب دولت و اقبال درگذشت .
بيت
فتاد نام بزرگش بعدل در افواه * گذشت خاك جنابش به قدر از افلاك
امثله و فرامين مطاعهاش در اقطار امصار « 2 » حكم قضا و قدر گرفت و احكام و اشارات عليهاش در اطراف آفاق روان گشته ، نفاذ پذيرفت .
بيت
همعهد با وسادهء او تخت سلطنت * هم عقد با عمامهء او تاج خسروى
در بعضى از كتب معتبر به نظر اين ذرهء احقر درآمده كه در اوان حكومت سلطان البارسلان پادشاه روم با سپاه فراوان به قصد تسخير ممالك ايران متوجه گشت و سلطان با عساكر گردون مآثر باستقبال قيصر مبادرت نموده ، در ملازجرد تقارب فر يقين دست داد و سخن صلح در ميان افتاد و در آن اثنا روزى سلطان البارسلان با معدودى چند به شكار رفت . ناگاه فوجى از روميان بدان مكان رسيده ، ايشانرا شكارى وار در ميان گرفتند و غير از يك نفر همه را صيد كرده ، بمعسكر قيصر
هامش
( 1 ) - خ : عالمآراى خورشيد مثالش
( 2 ) - خ و ق : امطار