تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
بتصنيف مشغول گشت و چون سن شيخ ببيست و دررسيد پدرش وفات كرد و پريشانى تمام بامور سامانيه راه يافته ، ابو على بخوارزم نزد على بن مامون بن محمد كه خوارزمشاه بود رفت و خوارزمشاه وظيفه جهة او معين گردانيد و در آن ايام ابو سهل مسيحى و ابو ريحان بيرونى « 1 » و ابو نصر عراق « 2 » و ابو الخير خمار در خوارزم بودند و خوارزمشاه همه را كما ينبغى رعايت مىنمود . به صحت پيوسته كه چون كوكب دولت سلطان محمود غزنوى بذروهء كمال رسيد بعضى از اهل شر و فساد بعرض رسانيدند كه : شيخ ابو على بد مذهبست . سلطانمحمود از غايت تعصب قصد شيخ فرمود ، ابو الفضل حسين بن ميكال را نزد خوارزم شاه فرستاد و پيغام داد كه : چنان معلوم شد كه در خوارزم جمعى از افاضل عديم المثال مثل فلان و فلان توطن دارند . بايد كه ايشانرا بپايهء سرير اعلى فرستى ، تا بشرف مجلس همايون مشرف گردند . خوارزمشاه چون بر حقيقت غرض سلطان اطلاع يافت قبل از ملاقات حسين بن ميكال « 3 » جماعت مذكوره را طلب داشته ، صورت حال با ايشان در ميان نهاد . گفت : نمىخواهم كه شما را به تكليف پيش سلطانمحمود فرستم . اگر شما را رغبت ملاقات او نيست قبل از آنكه فرستادهء او شما را در خوارزم ببيند تدبير كار خود كنيد . ابو ريحان و ابو الخير و ابو نصر ملازمت سلطان محمود اختيار كردند و ابو على و ابو سهل بتعجيل از خوارزم بيرون آمده ، فرار نمودند و در بيابانى كه ميان خوارزم و ابيوردست سرگردانى بسيار كشيدند و بعد از زحمت - - بسيار - - و مشقت بىنهايت ابو سهل در آن
هامش
( 1 ) - در ق و خ : هرونى ( 2 ) - در ق و خ : عراف ( 3 ) در ق : ميكائيل