بلاى عشق مهرويان عجب خاصيتى دارد * كه ظاهرتر شود هرچند دارى بيشتر پنهان
آنگاه شيخ بعرض پادشاه رسانيد كه : خواهرزادهء شما عاشق فلانى شده است و علاج او در مواصلت معشوق منحصرست . قابوس از كمال مهارت ابو على تعجب نمود و او را رعايت بسيار نمود . آوردهاند كه چون ابو الفضل حسين بن ميكال « 1 » كه جهة طلب شيخ و آن چهار بزرگ ديگر كه اسامى ايشان مسطور گشت از خوارزم معاودت كرده ؛ پيش سلطان محمود رسيد و كيفيت عدم وجدان شيخ را بعرض رسانيد سلطان فرمود تا صورت ابو على را متعدد بر تختها و كاغذ - - پار - - ها كشيدند و به اطراف ولايات فرستاده ؛ حكم بحكام آنممالك رسانيدند كه : هرجا شخصى به اين هيئت ببينند او را بپايهء سريرا على رسانند و يك صورت نزد قابوس نيز ارسال داشته بودند .
بنابرآن چون قابوس نظر بر روى شيخ انداخت او را بشناخت و بتعظيم برپاى خاسته « 2 » شيخ را بر زير توشك خود نشاند و در رعايت و مراقبتش دقيقهاى نامرعى نگذاشت و بعد از چندگاه بواسطهء فترت كه در مملكت استراباد دست داد ابو على روى توجه بجانب عراق نهاد و چون ببلدهء رى رسيد سيده و پسرش مجد الدوله كه اوصاف كمال ابو على را شنيده بودند در استرضاى خاطرش سعى موفور بتقديم رسانيدند و در آن ايام مجد الدوله را مرض ماليخوليا پيدا شد و شيخ در معالجه يد بيضا نموده ؛ مجد الدوله شفا يافت و در آن وقت كه سلطانمحمود غزنوى به طرف عراق رايت آفتاب اشراق برافراشت شيخ
هامش
( 1 ) - ق : ميكائيل
( 2 ) - ق و خ : خواسته