بنام خود خواند جمعى از ديالمه كه محبت سلطان الدوله در دل داشتند از مشرف الدوله رخصت طلبيدند كه باهواز رفته ، متعلقان خود را ببغداد آورند و مشرف الدوله دستورى داده ، ابو غالب را مصاحب ايشان گردانيد ، تا خلف وعده نكنند و چون ديالمه باهواز رسيدند در مخالفت مشرف الدوله ظاهر گشته ، بقتل ابو غالب مبادرت نمودند .
ابو على بن ماكولا
بوزارت جلال الدولة بن بهاء الدوله اشتغال داشت و در سنهء تسع عشر و اربعمائه « 1 » بعضى از اتراك و متجندهء بغداد كه ابو على در وصول مرسومات ايشان باضطرار يا اختيار تغافل ورزيده بود آغاز طغيان نموده ، خانهء ابو على را بجاروب غارت و تاراج صفاى تمام دادند .
بلكه جلال الدوله را نيز در قصر محبوس گردانيدند ، تا جهات خود را فروخته در وجه آن جماعت تن فرمود « 2 » و در سنهء اثنى و عشرين و اربعمائه « 3 » باز اتراك بىباك بنياد عربده كرده ، سراى آن وزير فقير را نوبت ديگر بغارتيدند و در سنهء خمس و عشرين و اربعمائه « 4 » جلال - الدوله بعالم آخرت شتافته ، ابو على از تعدى تركان فراغت يافت .
صاحب عادل
وزير ابو كاليجار « 5 » مرزبان بن سلطان الدوله بود . بعد از فوت ابو كاليجار « 5 » پسرش ابو منصور فولاد ستون باغواى مادر خويش صاحب را قتل نمود « 6 » ، العظمة و البقاء اللّه الملك المعبود .
هامش
( 1 ) - سال 419
( 2 ) - در اصل ق و خ چنينست
( 3 ) - سال 422
( 4 ) - سال 425 و در ق : 929 كه شايد در اصل 425 يا 429 بوده باشد
( 5 ) - در ق و خ : ابو كالنجار
( 6 ) در خ : بقتل رسانيد