از رى بقزوين و از قزوين بهمدان شتافت . در آن اثنا شمس الدولة بن فخر الدوله را كه حاكم همدان بود مرض قولنج روى نمود و بيمن انفاس ابو على از آن مرض صحت يافته ، وزارت را بشيخ تفويض فرمود و چون شيخ روزى چند بر مسند وزارت نشست شورشى در همدان پيدا شده ، بعضى از لشكريان سراى ابو على را غارت كردند و قصد قتل آن جناب نمودند و شيخ ازيشان گريخته ، چهل روز در سراى ابو سعيد نامى متوارى گشت .
در آن ايام زحمت شمس الدوله نكث كرد ، ابو على را پس از جد و جهد موفور يافته ، مراسم اعتذار بتقديم رسانيدند و باز شيخ بمعالجهء قولنج اشتغال نموده ، شمس الدوله صحت يافت و بر تجليل و تكريم ابو على اقدام فرموده ، كرت ثانيه منصب وزارت را به دو تفويض فرمود .
در آن اوان فتنه ابو عبيد از آن جناب التماس شرح كتب ارسطو كرد .
شيخ جواب داد كه : مجال آن كار ندارم ، اما اگر راضى مى شوى در علم مناظره و مجادلهء خصوم از آنچه معلوم من شده است درين ترددات كتابى تصنيف مىنمايم و فقيه ابو عبيد بدينمعنى رضا داده ، شيخ تأليف طبيعيات كتاب شفا را در آن ولا ابتدا كرد و ايضا تصنيف مجلد اول از قانون هم در آن ايام وقوع يافت و چون ابو على در همدان روز بسرانجام امور وزارت اشتغال داشت هرشب جمعى كثير از علما و طلبهء علوم در سرايش جمع مىشدند و شيخ در اول شب بدرس قيام نموده ، بعد از آن مغنيان و اهل ساز را احضار ميكرد و بشرب شراب ناب مشغولى ميفرمود . در آن اثناء شمس الدوله بحرب بهاء الدوله متوجه
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص١٢٩