تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
خان چندگاهى بأمر حكومت پرداخته ، بسبب ضعف قوة باصره عزم جانب خوارزم جزم فرمود و مياجق « 1 » را بنيابت خويش تعيين نموده ، روى به راه آورد و در غيبت يونس خان مويد الدين بن قصاب فرصت غنيمت شمرده ، بفرمان ناصر با لشكر وافر از دار السلم بغداد متوجه عراق عجم گشت و تا همدان در هيچ مكان توقف ننمود و چون اين خبر بمسامع تكش خان رسيد بعزم رزم از خطهء خوارزم در حركت آمده ، بجانب همدان روان شد و بعد از طى منازل و مراحل در مزدقان نزول اجلال فرموده ، درين اثناء ابن قصاب ، ع : بمقتضاى مسبب الاسباب ، وفات يافت . بغداديان فوت وزير را پنهان داشتند و با تكش خان جنك كرده ، منهزم گشتند و تكش پس از اختصاص بفتح و ظفر فرمان داد تا ابن قصاب را از گور بيرون كشيده ، سرش از تن جدا كردند و بخوارزم بردند و اين حركت نه لايق مرد بود و نه مناسب رتبهء سلطنت و از سياق كلام صاحب جامع الحكايات چنان بوضوح مىپيوندد كه وزيرى كه در زمان الناصر لدين اللّه نسبت بخوارزم شاه طريق خلاف مسلوك داشته ابو الفضل على بن احمد الملقب بابن البيضائى بوده ، اما روايت اول به صحت اقرب مىنمايد و اللّه اعلم .

مويد الدّين محمد القمى

بعد از فوت مويد الدين بن قصاب متقلد قلادهء وزارت گشت و چون ناصر خليفه ازين مرحلهء فانى درگذشت و پسرش الظاهر باللّه بر مسند خلافت نشست بدستور زمان پدر آن منصب را بمويد الدين مسلم
هامش
( 1 ) در اصل : مياحق و اين نام تركى را ميانجق هم ضبط كرده‌اند .