شفيع و واسيط احتياج باشد « 1 » اگر ذيل عفو و اغماض ( * ) بر انهزام و اعراض « 2 » او « 3 » پوشانند « 4 » و از سر جرايم درگذشته حكم باستمالت او نفاذ يابد تا باستظهار تمام معاودت نموده بوظيفه بندگى ( * ) مشغول گردد « 5 » از مراحم « 6 » آنحضرت بعيد « 7 » نباشد جهان بكام باد
( * ) نوع پنجم « 8 »
بر راى صوابفرماى و فكر مشگلگشاى ( * ) حضرت شهريارى « 9 » معلوم و معروض مىگردد كه عفو و اغماض از جرايم گنهكاران و زلات مجرمان وظيفه مراحم و عواطف پادشاهان ديندار « 10 » و شهرياران معدلت شعار است چه اين معنى مشابهتست با ذات بيچون حضرت الهى جل جلاله و عم نواله و چون فلان كه از اعيان مملكت بدولتخواهى حضرت سلطنت پناه شرف امتياز يافته و فى جميع الاحوال سر از ربقهء مطاوعت آنحضرت « 11 » نپيچيده مدتيست كى بحسن التفات نظر سعادت بخش استسعاد نمىيابد و در زمرهء ملازمان بارگاه جهانپناه
هامش
( 1 ) - پ : به
( * 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - ب : ايشآن
( 4 ) - ب : ؟ ؟ ؟ وسانيد ، پ : بوشان ؟ ؟ ؟ د
( * 5 ) - پ : قيام نمايد
( 6 ) - ت : مزاحم
( 7 ) - ت : حذف شده
( * 8 ) - ب : حذف شده
( * 9 ) - ت : حذف شده
( 10 ) - ج : حذف شده
( 11 ) - ت : حذف شده