( * ) نوع چهارم « 1 »
بر ( * ) شرايف آراء « 2 » و ثواقب افكار حضرت شهريارى حفت بانواع الايادى و ايدت بالظفر على الاعادى انها مىرود كه از « 3 » ملكاتى « 4 » كى سلاطين اسلام خود را بدان متحلى گردانند « 5 » هيچيك « 6 » با كمال عفو و صفح از جرايم خاطيان « 7 » تساوى نپذيرد چه درين صورت مشابهتست با ذات بيچون حضرت صمديت جل جلاله و چون فلان كه « 8 » از جملهء خويشان نزديك آنحضرتست بواسطه توهمى كه به دو راه يافته بانهزام « 9 » متمسك شده است و به طرفى از اطراف مملكت متحصن گشته و چون در حقيقت حال خود تامل نموده سبب آن انهزام جز تصورات فاسد و تخيلات باطل ندانسته اكنون باذيال استشفاع « 10 » اعتصام كرده اين مخلص را شفيع گردانيده تا از انحضرت التماس عفو و صفح از اعراض و انهزام او « 11 » كند چون حضرت سلطنت خلد الله سلطانها « 12 » از ان كريمترست كى با وجود مكارم جبلى ايشان به هيچ
هامش
( * 1 ) - ب : حذف شده
( * 2 ) - ث : راى صوابفرماى
( 3 ) - ج : حذف شده
( 4 ) - ت : ملكانى
( 5 ) - آ : كردا ؟ ؟ ؟ د ، ب : كردانيده ، پ ت : كردانيد ، ج : كردا ؟ ؟ ؟ ند
( 6 ) - ت : حذف شده
( 7 ) - پ : حطيات ، ت : خاطبان
( 8 ) - ث : حذف شده
( 9 ) - پ : بانهرامي
( 10 ) - پ : استس ؟ ؟ ؟ ا
( 11 ) - ت : حذف شده
( 12 ) - پ : سلطانه