منخرط نمىگردد و باعمال و اشغال تيز كى به دو مفوض بوده « 1 » فتورى راه يافته و بدين واسطه اختلال « 2 » تمام به حال او رسيده مخلص معتقد بنابر اعتمادى كه ( * ) بر مراحم « 3 » بىدريغ حضرت شهريارى دارد بر اين ابرام اقدام نمود و اميدوارست كه برقرار فلان به نظر مرحمت « 4 » ملحوظ گشته « 5 » بر عادت « 6 » سابق در سلك خدام انخراط يابد و وظايف و جهاتى كى بنام او « 7 » مقرر بوده برقرار مقرر گردد و از دار الامان حضرت جهانبانى بنعمت امن و امان اختصاص يابد چه عند الله « 8 » ضايع نماند با وجود عفو بىدريغ به هيچ تاكيد حاجت نمىداند جهان بكام باد
( * ) نوع ششم « 9 »
بعد از ابلاغ مراسم اخلاص و « 10 » و داد و تمهيد مقدمات اعتضاد و اعتقاد اعلام راى عالم آراى گردانيده مىآيد كى فلان از مدتى مديد باز بوظيفهء بندگى حضرت سلطنت امدّت « 11 » بالخلود الى يوم « 12 » الموعود مشغول است و بهيچحال در بندگى « 13 » كه به دو تعلق داشته اهمال ننموده و لا يزال مسالك طاعتدارى را باقدام جانسپارى پيموده درين وقت بواسطهء
هامش
( 1 ) - ث : بودى
( 2 ) - ت : اختلالى
( * 3 ) - ب : بمراحم ، ث : مراحم ، ج : بر مراحم و عواطف
( 4 ) - ت : حذف شده
( 5 ) - پ : كردد
( 6 ) - ت : برعايت
( 7 ) - ت : حذف شده
( 8 ) - ث ج : تعالى - افزوده شده
( * 9 ) - ب : حذف شده
( 10 ) - ث : حذف شده
( 11 ) - پ ت ج : ابدت
( 12 ) - ت : اليوم
( 13 ) - پ ج : وظيفه