موسوم بوده بهيچحال تصور مخالفت بر خاطر نمىگذشت و انچ اينجانب را ( * ) معلوم شده « 1 » به اختيار احوال « 2 » او بوده و تسويلات اصحاب اغراض ( * ) درين قضيه « 3 » به هيچ وجه مدخلى نداشته ( * ) امّا چون « 4 » راى شريف متشفع جرايم او شده طلبا لمرضاة الحضرة العاليه از گناه او درگذشته بنعمت امن « 5 » و امان اختصاص يافت به شرط آنك « 6 » فيما بعد مرتكب سوابق عادات و سوالف معاملات و مناقضات نگردد و از منهج اطاعت و انقياد انحراف نجويد و به ظاهر و باطن اوامر ( * ) و زواجر « 7 » و نواهى « 8 » و نواهض اينجانب را مطيع و ممتثل « 9 » باشد تا برقرار در زمرهء خدام و ملازمان انخراط يابد جهان بكام باد
( * ) نوع دوم « 10 »
مفاوضه شريفه در بهترين اوقات سمت « 11 » ورود و وصول يافت و مستجلب مواد بهجت شد اشارتى كى در باب فلان كه از اقاربست و لا يزال ملحوظ « 12 » نظر عنايت و شفقت بوده « 13 » و به مجرد اغراء شيطان و تسويل نفس اماره انهزام و اعراض نموده فرموده بوقوف
هامش
( * 1 ) - آ : در حاشيه نوشته شده
( 2 ) - ت : حذف شده
( * 3 ) - ث : حذف شده
( * 4 ) - پ : امان
( 5 ) - ب : حذف شده
( 6 ) - ت : حذف شده
( * 7 ) - ب : حذف شده
( 8 ) - ث : مناهى
( 9 ) - پ : ممثّل ، ت : مثمنل
( * 10 ) - ب : حذف شده
( 11 ) - آ ب : و - افزوده شده
( 12 ) - ث : م ؟ ؟ ؟ طوز
( 13 ) - آ ب ت : نمود