( * ) نوع سوم « 1 »
بر راى ممالكآراى و فكر مشگل « 2 » گشاى حضرت شهريارى لا زال شاملا لاحوال الاباعد و الاقارب و اصلا الى المشارق و المغارب منهى و معروض گردانيده مىآيد كى هيچ ملكى « 3 » كى ملوك دادگر و سلاطين عدلگستر باقتناء « 4 » آن اهتمام نمايند و باكتساب آن التفات فرمايند باحسن صفح و كمال عفو از جرايم اصحاب اوزار و ارباب خطايا « 5 » مساوى و موازى نيست چه درين قضيه تشبه « 6 » است بذات « 7 » ملك « 8 » الملوك « 9 » تعالى « 10 » اسماوه « 11 » و تخلق است « 12 » باخلاق سلطان السلاطين « 13 » جلت كبرياوه « 14 » و كدام صاحب دولت را اين سعادت ( * ) دست دهد « 15 » كه ذات او متصف شود بصفات ذات « 16 » الوهيت « 17 » ( * ) و متخلق گردد باخلاق حضرت ربوبيت « 18 » غرض از عرض اين معنى انك فلان از جملهء خويشان نزديك حضرت سلطنت پناهست و در سايه تربيت و مرحمت انحضرت نشو و نما يافته و غرور عنفوان شباب بل ريعان
هامش
( * 1 ) - ب : حذف شده
( 2 ) - پ ج : كشور
( 3 ) - پ ت ث : ملكه
( 4 ) - پ : بافشا ، ت : باغنناء
( 5 ) - ت : اخطار
( 6 ) - ج : تشبيه
( 7 ) - ت : خالق - افزوده شده
( 8 ) - پ ث ج : مالك
( 9 ) - پ : الملك
( 10 ) - ت : تعالت ، ج : حذف شده
( 11 ) - ج : حذف شده
( 12 ) - ث : حذف شده
( 13 ) - پ ت : سلاطين
( 14 ) - ج : و تعالت اسماوه - افزوده شده
( * 15 ) - ج : ميسر كردد
( 16 ) - ت : حذف شده
( 17 ) - ج : الوهيت باشد
( * 18 ) - ت : حذف شده