شده اين دولتخواه را « 1 » شفيع خطايا و اوزار خود گردانيده است اگر مراحم « 2 » بىدريغ كه شامل حال جهانيانست ذيل اغماض بر اعراض او پوشانند « 3 » و انهزام او را بانتقام مكافاة نفرمايند باخلاق اكارم سلاطين ان مناسبتر و به عادات پسنديدهء شهرياران فضلگستر آن لايقتر و قال « 4 » تعالى « * 5 » فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر و قال « 6 » تعالى
عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ
« * 5 » انچ مخلص دولتخواه و دعاگوى بىاشتباه را « 7 » در خاطر آمد و مصلحت ( * ) در ان « 8 » ديد ( * ) بعز عرض « 9 » رسانيد و چون متيقن است كى سخن او درين باب از شوايب شكوك معرّا و از عوارض اعراض « 10 » و اعتراض منزه « 11 » و مبراست اگر با رضا « 12 » و اغضا استماع و اصغا رود و حكم « 13 » همايون باستمالت او نفاذ يابد تا مستظهر بوده بدرگاه جهانپناه آيد و برقرار بوظيفهء ملازمت قيام نمايد از مراحم « 14 » آنحضرت مستبعد ننمايد ابتداء دولت با انتهاى « 15 » ازمنه و اوقات مقارن باد
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده
( 2 ) - ت : مزاحم ، ج : عفو
( 3 ) - پ : بوشانيد
( 4 ) - ب ت : الله - افزوده شده
( * 5 ) - ( * 5 ) - ب : حذف شده
( 6 ) - ت : الله - افزوده شده
( 7 ) - ت : حذف شده
( * 8 ) - ت : حذف شده
( * 9 ) - پ : بعرض
( 10 ) - پ : اغراض
( 11 ) - ت : مبره
( 12 ) - ب : بابضا
( 13 ) - ت : حذف شده
( 14 ) - ت : مزاحم
( 15 ) - آ : ؟ ؟ ؟ انتهآء ، ب : اا ؟ ؟ ؟ هآء ، پ ت ج : تا انتهاء ، ث : با انتهاي