ايشان « 1 » « * 2 » و حال انك اگر يكى « 3 » از ورثه باتلاف نفس مورث « 4 » قيام نمايد شرعا از استيفاء حصهء ميراثى كه به دو رسيدى محروم شود « 5 » درين صورت حاكم « 6 » ظالم كى قصد ازهاق روح مظلوم كرد وارث حقيقى و متصرف املاك و متروكات او مىشد و « 7 » تا اين غايت بر مناقضه حق اقدام مىنمود « * 2 » و لا يزال داعى مخلص را از استماع اين حالات خاطر پريشان و ضمير متوزّع بودى و بسبب « 8 » انك در ان اولوا الامر « 9 » قابليت استماع نصايح ندانستى « 10 » ذكر اين معنى بمكاتبت و مراسلت مصلحت نديدى چون ايام ظلم « 11 » او بسبب « 12 » تواتر « 13 » نفرينهاى مظلومان ( * ) و بيچارگان سپرى « 14 » شد و وخامت عاقبت ظلم « 15 » بوضوح
هامش
( 1 ) - ت : كشتندى - افزوده شده
( * 2 ) - ( * 2 ) - ج : از - و حال - تا - مىنمود - حذف شده
( 3 ) - آ ب ت : حذف شده
( 4 ) - ب : مشورت
( 5 ) - ت : و - افزوده شده
( 6 ) - ت : كه حاكم ، ث : حذف شده
( 7 ) - آ ب : حذف شده
( 8 ) - ب : سبب
( 9 ) - ب ت ث ج : اولو الامر
( 10 ) - ب : نداستى ، ت : نداشتى
( 11 ) - ج : ظلمهء
( 12 ) - آ ب ت : حذف شده
( 13 ) - ت : بتواتر
( * 14 ) - پ ج : حذف شده
( 15 ) - ث : حذف شده