و مرسومى وافى كافى جهت « 1 » ايشان « 2 » تعيين كنند « 3 » و موجلكا بستانند كى اگر از واجبات هركس توقعى « 4 » داشته باشند در گناه آيند تا ايشان ان وجوه را « 5 » بقسطى كى از ديوان معين « 6 » گردانند « 7 » و بميعادى كى مقرر كنند « 8 » بىهيچ نقصان بمستحقان جواب « 9 » گويند « * 10 » و از « 11 » تمغاچيان نيز « 12 » موجلكا « 13 » بستانند كى « 14 » در رسانيدن وجوه واجبات مستحقان بمستحفظان « 15 » مذكور ( * ) بىهيچ « 16 » عذر و شلتاق تمسك نجويند و موقوف ندارند و يكدانگ زر قاصر و منكسر نگردانند و الا در گناه آيند تا جماعت مستحقان « * 10 » مرفه الحال ( * ) و فارغ البال « 17 » بوظايف ( * ) طاعات و عبادات و رواتب « 18 » خدمات خود « 19 » مشغول شده در دعاى دولت افزايند و اين معنى از تدبيرات « 20 » صاحب سعيد
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده
( 2 ) - ت : را نيز - افزوده شده
( 3 ) - پ : فرمايند
( 4 ) - ب : توقع
( 5 ) - ب : حذف شده ، ت : را كه
( 6 ) - ث : نفض
( 7 ) - ب : كردا ؟ ؟ ؟ ده ، پ ث : كنند
( 8 ) - پ ث : كردانند
( 9 ) - ت : مى - افزوده شده
( * 10 ) - ( * 10 ) - پ ث : از - و از - تا - مستحقان - حذف شده و بجاى ان - و ايشان - افزوده شده
( 11 ) - ب : ان
( 12 ) - ت : حذف شده
( 13 ) - آ : موچلكا
( 14 ) - ت : حذف شده
( 15 ) - ت : بمستحقان
( * 16 ) - ب ت : بهيج
( * 17 ) - پ ث : حذف شده
( * 18 ) - پ ث : حذف شده و بجاى ان - و - افزوده شده
( 19 ) - ب : حذف شده
( 20 ) - ت : تدبر