انجاميد و صدق سخن قايل « 1 » فاضل ( * ) بظهور پيوست « 2 » « 3 »
از رعيت ( * ) شهى كه « 4 » مايه ربود * بن ديوار كند و بام اندود
و بفضل « 5 » بارى « 6 » تعالى شانه و تعظم « 7 » سلطانه امور آن « 8 » مملكت بر « 9 » معدلت جبلّى و نصفت ذاتى شهريارى قرار « 10 » گرفت و اين « 11 » مخلص با « 12 » حضرت رب العالمين جل جلاله و عمّ نواله عهد كرده و بموكدات اقسام و ايمان موكد گردانيده كه تا « 13 » در عمر مهلتى باشد انچ « 14 » منوط بخيرخواهى و صلاحانديشى احوال مملكت و نيكنامى امرا و وزرا و اركان دولت و ساير برايا داند قطعا « 15 » مخفى ندارد و بهرنوع كه تواند بمسامع شريفه مليئت حبورا و سرورا رساند تا چون معلومست كى ظلم را « 16 » وخامت عاقبت از لوازمست اشارت مطاع باركان دولت نفاذ يابد كه به هيچ بهانه مزاحم و متعرض ارباب اموال ( * ) و اصحاب املاك « 17 » نگردند چه
هامش
( 1 ) - پ ت ج : قا ؟ ؟ ؟ ل ، ث : قابل
( * 2 ) - ج : هويذا كشت
( 3 ) - پ ت ث : شعر - افزوده شده
( * 4 ) - ب : كه شهى
( 5 ) - ب : فضل
( 6 ) - ج : ربّانى
( 7 ) - پ ج : تمجّد
( 8 ) - ج : حذف شده
( 9 ) - ت : مقتضاى - افزوده شده
( 10 ) - ت : قران
( 11 ) - ب : ان
( 12 ) - آ ب : را ، ج : را با
( 13 ) - ت : اكر
( 14 ) - پ : ان
( 15 ) - ب : قطعا و قطعا
( 16 ) - پ : حذف شده
( * 17 ) - ب : حذف شده