بگذشت صاحب حاجب « 1 » خاص خود را پيش ايشان فرستاد و دلخوشيهاى « 2 » بسيار داد و « 3 » گفت شما را بخانهء من جهت ان نفرستاده « 4 » اند كه « 5 » محبوس و متفكر « 6 » باشيد چه خانهء من زندان را نشايد و اگر با شما خطابى « 7 » شديد كردندى به خانه من نفرستادندى شما امروز و امشب مهمان منيد و و در حال فرمود تا خياط « 8 » را « 9 » بياوردند « 10 » و بيست جبهء ديبا جهت « 11 » ايشان ببريدند « 12 » و « 13 » بيست اسب با زين « 14 » ترتيب كرد و روز ديگر يكيك را مىخواند و خلعت مىپوشانيد و اسب تنگ بسته مىداد و بشغلى موسوم « 15 » مىگردانيد ( * ) و ديگران را بعضى « 16 » بادرار « 17 » و بعضى « 18 » بانعام و صلات اختصاص مىفرمود و بخشنودى تمام بخانهاى خويش باز « 19 » فرستاد « 20 » روز « 21 »
هامش
( 1 ) - آ : بالاى سطر نوشته شده
( 2 ) - آ ت : دلخوشيها
( 3 ) - ت : حذف شده
( 4 ) - ب ت : فرستاده
( 5 ) - ب : حذف شده
( 6 ) - ث : منفكر
( 7 ) - ج : خطاب
( 8 ) - ت : خطايان
( 9 ) - ب ت : حذف شده
( 10 ) - ت : ؟ ؟ ؟ اآوردند
( 11 ) - پ : رجهت
( 12 ) - پ ث : ببريد
( 13 ) - ج : حذف شده
( 14 ) - پ ث ج : و ساخت جهت ايشان - افزوده
( 15 ) - ب : مرسوم
( * 16 ) - ج : و بعضى را
( 17 ) - ت : با درازا
( 18 ) - ت ج : بعضى را
( 19 ) - ت : حذف شده
( 20 ) - پ ت ث : مىفرستاد
( 21 ) - ج : روزى