( * ) تتمه سخن در باب انك دو عمل يك كس را نفرمايند « 2 » و دو « 3 » كس را يك « 4 » عمل ندهند « 1 »
بعد از ان گفت اكنون بايد كى مردى را دو عمل نفرمايند بلك « 5 » هرمردى را « 6 » عملى باشد ( * ) تا همهء « 7 » متصرفان با عمل باشند و همهء عملها با رونق « 8 » باشد و « 9 » دو سه عمل يك « 10 » عامل را ( * ) مفرماى كه « 11 » عيش بر متصرفان تنگ شود و عيبجويان و « 12 » صاحب طرفان « 13 » گويند كى در مملكت ايشان « 14 » مگر « 15 » مرد نمانده است كه « 16 » مردى را دو شغل مى « 17 » فرمايند و بر بىكفايتى ما « 18 » حمل كنند و نيز چون دو شغل يك « 19 » كس « 20 » را فرمايند يكى از ان دو شغل نامضبوط ماند جهت انك يك مرد به دو شغل اهتمامى چنانك بايد نتواند نمود و « 21 » دو مرد را « 22 » نيز يك « 23 »
هامش
( * 1 ) - ب ج : از - تتمه - تا - ندهند - حذف شده ، ت : تتمه - حذف شده
( 2 ) - پ : نفرمايد
( 3 ) - ث : يك
( 4 ) - ث : دو
( 5 ) - ب : يك كه
( 6 ) - ت : حذف شده
( * 7 ) - ب : حذف شده
( 8 ) - ج : برونق
( 9 ) - ث : كه اكر
( 10 ) - ت : هر
( * 11 ) - پ : مفرمايى كه ، ث : فرمايند
( 12 ) - پ : بر
( 13 ) - ت : حذف شده ، ج : غرصان ، در حاشيهء همين نسخه - طرفان - افزوده شده
( 14 ) - آ : در حاشيه نوشته شده
( 15 ) - پ ث ج : حذف شده
( 16 ) - آ : حذف شده
( 17 ) - ب : حذف شده
( 18 ) - ت : حذف شده
( 19 ) - ت : حذف شده
( 20 ) - ت : كسى
( 21 ) - ب : حذف شده
( 22 ) - ج : ا
( 23 ) - پ : حذف شده