شغل نبايد فرمود چه ان عمل ( * ) در ميان دو عامل « 1 » بىرونق باشد و هريك از ايشان انديشد « 2 » كى اگر من درين « 3 » كار سعى زيادت كنم و نگذارم كه خللى بدان عايد گردد خداوندى كه مفوض آن « 4 » عمل اوست « 5 » پندارد كه اين رونق از سعى شريك منست و مرا در ان مدخلى نه « 6 » ( * ) من چرا « 7 » رنجى برم كه بىمنّت باشد و بنام ديگرى « 8 » برايد و اگر مفوض سبب خلل ان شغل پرسد هريك ازين « 9 » دو شريك تقصير به ديگرى نسبت « 10 » كند « 11 » و اگر به نظر تحقيق تامل رود « 12 » گناه از « 13 » ايشان نباشد بلك از كسى « 14 » باشد كى يك شغل به دو كس فرمايد « 15 » يا دو شغل بيك كس و اين معانى « 16 » البته موجب خرابى مملكت گردد يقين است كه سخن « 17 » دعاگوى دولتخواه كه استنباط آن از موارد خيرخواهى و مشارب صلاح انديشيست درين ابواب « 18 »
هامش
( * 1 ) - پ : دو عامل در ميان ، ب : در ميان ان دو عامل ، ج : ميان دو عامل
( 2 ) - ث ج : انديشند
( 3 ) - پ : در ان
( 4 ) - ب پ ث ج : اين
( 5 ) - ث ج : است
( 6 ) - ث : نيست
( * 7 ) - آ : چرا من
( 8 ) - ب : ديكر
( 9 ) - ج : از ان
( 10 ) - ج : حذف شده
( 11 ) - ت : نكند
( 12 ) - ج : در حاشيه - ك ؟ ؟ ؟ ند - نوشته شده
( 13 ) - ث : از ان
( 14 ) - ج : ديكر - افزوده شده
( 15 ) - ج : و - افزوده شده
( 16 ) - پ : معنى
( 17 ) - ت : حذف شده
( 18 ) - پ ج : باب