( * ) و تصور بىعنايتى پادشاه باحوال مستعدان كنند « 1 » و ازين حال شينى تمام باحوال سلطنت و قواعد مملكت راه يابد و اگر و العياذ « 2 » بالله در ميان اين « 3 » طوايف جهّال نيز باشند كه افشاء قضايا پيش ايشان در غايت سهولت بود تقررات « 4 » ايشان نيز موكد عقايد ( * ) عقلا و « 5 » اكابر مملكت منتقل اليها گردد چه نقل مردم مستعد ( * ) و غيرمستعد « 6 » بواسطهء بىعنايتى پادشاهان « 7 » از مملكتى بمملكتى ديگر در حبلّتها « 8 » مركوزست و در متون صحف ( * ) مسطور و مذكور « 9 » و حكايتى كى از فخر الدوله بويهى و وزير او صاحب اسمعيل بن عباد نقل مىكنند مناسب اين مقامست و آن چنانست كى جمعى كتّاب و عمال معطل در ان عصر هرروز در « 10 » موضعى رفتندى « 11 » بيرون شهر رى « 12 » كه « 13 » بديدهء سپهسلار « 14 » موسوم بودى « 15 » يعنى ديدبان « 16 » تا وقت آفتاب زرد
هامش
( * 1 ) - آ : از - و تصور - تا - كنند - در حاشيه نوشته شده ، ت : حذف شده
( 2 ) - ث : العياذ
( 3 ) - ب ث : ان ، پ : حذف شده
( 4 ) - پ ت : تقريرات
( * 5 ) - پ ث : حذف شده
( * 6 ) - ب : و غيرمستعدان ، پ : حذف شده
( 7 ) - پ : پادشاه
( 8 ) - ب : حبلهآ ؟ ؟ ؟ ، ت ث : حيلتها
( * 9 ) - پ : مسطور و مذكورست ، ث : مذكور و مسطور
( 10 ) - پ ث ج : بر
( 11 ) - ج : كه - افزوده
( 12 ) - آ ت : حذف شده
( 13 ) - ج : حذف شده
( 14 ) - ب ث : سپهسالار ، پ ج : سبهسالار
( 15 ) - ت ج : بود
( 16 ) - ب ج : و - افزوده