است ( * ) جل جلاله « 1 » بر جميع خلايق رحيم و مهربان است پس پادشاه نيز كه ظلّ حق است بايد كه بر خلايق رحيم و مهربان باشد دعاگوى دولتخواه چون « 2 » اين معنى استماع كرد از خلوص عقيدت و صفاء طويتى كه باطن او بران مشتمل است بعزّ عرض رسانيد تا راى صواب فرماى « 3 » ( * ) اهتمام بدفع ظلمه و متعديان بر وجهى « 4 » فرمايد « 5 » كه رعايا و زيردستان از مزاحمت متغلبان ايمن « 6 » توانند بود چه با وجود خوف و شكستگى دل از رعيت و از هيچ آفريده هيچكار نيايد و مملكت آبادان ناچار خراب شود در اخبار سلطان سعيد « 7 » مغفور « 8 » غازان خان « 9 » انار الله برهانه و ثقل بحسنات « 10 » الاعمال ميزانه مذكور و مسطورست كى روزى ( * ) با امرا « 11 » گفت من جانب رعيت را بعد ازين نگاه نخواهم داشت اگر مصلحت است « 12 » تا باتفاق « 13 » همه را غارت كنيم چه هيچ آفريده برين « 14 » معنى از من ( * ) قادرتر « 15 » نيست اما بايد كى بعد ازين شما تغار و آش
هامش
( * 1 ) - پ ج : حذف شده
( 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - پ : فرمان
( * 4 ) - پ : بدفع طله و متعديان بر وجهى اهتمام ، ج : بدفع ظلمه و متعديان اهتمام بر وجهى
( 5 ) - پ : فرمايند
( 6 ) - ت : امين
( 7 ) - ت : حذف شده
( 8 ) - ب : حذف شده
( 9 ) - ث : حذف شده
( 10 ) - ب : الحسنات
( * 11 ) - ب : بامرا
( 12 ) - ت : باشد
( 13 ) - ث : با اتفاق
( 14 ) - پ : بذين
( * 15 ) - پ : قادر