كى وزير فخر الدوله بويهى « 1 » بود بازنمودند كى قاضى قم در استماع قضايا جانب حق را مهمل مى « 2 » گذارد و در يك « 3 » قضيه از دو مترافع پانصد دينار رشوت ستده است صاحب استنكارى تمام نمود « 4 » به دو وجه يكى از كثرت رشوت و « 5 » دوم از دليرى و بىديانتى قاضى در حال قلم برگرفت و بنوشت
بسم الله الرحمن الرحيم ايها القاضى بقم قد عز لناك فقم « 6 » و علما و فضلا دانند كى اين كلمه در باب ايجاز و فصاحت چه مرتبه دارد از ان « 7 » روز باز « 8 » فصحا و بلغا اين كلمه را بر دلها نوشتند و بر زبانها متداول « 9 » گردانيدند
حكايت پنجم
لمغان « 10 » شهريست از اعمال غزنين مگر در روزگار سلطان عادل يمين الدوله و امين المله محمود « 11 » غزنوى انار الله برهانه جمعى از كفار بر اهالى انجا « 12 » شبيخون آوردند و خرابى بمحصولات ايشان رسيد « 13 » جمعى از ايشان بتظلم بغزنين رفتند و از حضرت سلطان داد خواستند
هامش
( 1 ) - ب : بومنى
( 2 ) - ب : حذف شده
( 3 ) - ب : ؟ ؟ ؟ كى
( 4 ) - ب : و - افزوده شده
( 5 ) - ت : حذف شده
( 6 ) - ت : فتمم
( 7 ) - ب : حذف شده
( 8 ) - ت : ناخوانا
( 9 ) - ب : متداول است
( 10 ) - ب ث : لمعان
( 11 ) - ت : سبكتكين - افزوده شده
( 12 ) - ب : انجار
( 13 ) - ب : رسيدند