تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
مستظهر و مغرور بود و قرار بر مصاف دادند و تاش ( * ) پيرو « 1 » جهان ديده بود و چهل سال سپهسلارى « 2 » كرده « 3 » و محاربات بسيار ديده تعبيهء لشكر بنوعى كرد « 4 » كى چون دو لشگر در مقابلهء يكديگر آمدند و دليران و شجاعان ماوراء النهر و خراسان ( * ) از قلب « 5 » در حركت آمدند يك نيمه از لشگر ماكان برفتند و باقى بحرب مشغول شدند و ماكان كشته شد « 6 » و تاش مظفر و منصور گشت و با اسكافى گفت كى ( * ) تا قاصدى « 7 » فرستادن كبوتر بر مقدمه مىبايد پرانيد و جمله وقايع را بيك دو كلمه باز نمودن تا بر كبوتر بار « 8 » نباشد اسكافى « 9 » دو « 10 » انگشت كاغذ برگرفت و بنوشت بسم الله الرحمن الرحيم ما كان صار كاسمه « 11 » و سلم « 12 » از اين ما ماء « 13 » نفى خواست و از كان فعل خاص بپارسى چنان باشد كى ماكان چون نام خويش شد يعنى نيست شد چون كبوتر بامير نوح رسيد ازين « 14 » فتح چندان تعجب نكرد « 15 » كى ازين لفظ
هامش
( * 1 ) - ت : مرد ( 2 ) - ت ث : سبهسالارى ( 3 ) - ت : كرد ( 4 ) - ب : كرده ( * 5 ) - ت : در قلب ، ث : حذف شده ( 6 ) - ث : حذف شده ( * 7 ) - آ ب : تا - حذف شده ، ت : قاصدى تا ( 8 ) - ب : ؟ ؟ ؟ ار ، ت : باز ( 9 ) - ت : اسكانى ، ث : اشكافى ( 10 ) - ت : در ( 11 ) - ث : اسمه ( 12 ) - آ ث : و السلم ، ت : و اللام ( 13 ) - ت : حذف شده ( 14 ) - ب : از ( 15 ) - ت : نكردند
دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى ) — صفحة 107 | محمد بن هندوشاه نخجوانى / عبد الكريم على اوغلى على زاده