تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
كه امراى افشار و ذو القدر از اين رهگذر به معسكر ظفر اثر ملحق نتوانند شد و كارها بر حسب مدعا صورت پذير نگردد . ديگر خبر ارتحال شاهويردى سلطان تاتى اوغلى ذو القدر حاكم سمنان بود كه چون مشار اليه را تربيت كردهء عليقلى خان و از جملهء ابو طالب ميرزائيان مىدانست از آن راه نيز خاطر جمع نمود . همچنين چون امراء و اعيان دار السلطنهء قزوين و اكثر معارف و اكابر عراق به تخصيص طايفهء جليلهء شاملو كه به حفظ و حراست مقر سلطنت همايون مشغولند در حين مراجعت عاشور آقا اظهار اخلاصمندى و دولتخواهى كرده به زبانى پيغام داده بودند كه در توجه به صوب عراق مسارعت مبذول داشته خاطر از همه راه جمع دارند كه به توفيق الهى مهمات پادشاهى حسب المدعا فيصل‌پذير مىگردد ، اين معنى نيز سلسله جنبان اين عزم صواب گرديد . القصه به جهات مذكوره توجه رايات ظفر آيات از راه دامغان در خاطر مرشد قلى خان رسوخ يافته آراى كافهء دولتخواهان كه ملتزم ركاب اقدس بودند در اين عزيمت با وى موافقت نمود ، لاجرم عنان عزيمت به صوب مراجعت معطوف داشته از آنجا كه نزول اجلال روى نموده بود كوچ بر كوچ به مشهد معلى معاودت نمودند ؛ و چون صرف استحكام قلعه و حصار و تعمير برج و باره و شهر بند مشهد مقدس معلى و سرانجام ذخيره و اسباب قلعه‌دارى نموده خاطر به همه جهت از جانب مشهد مقدس جمع فرمودند . بعد از فيصل قضاياى مذكور در ساعت سعد و طالع مسعود ، الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت ، پرچم گشاى گرديده بعد از ادراك شرف زيارت و استمداد همت از روضهء مقدسهء منورهء سدره مرتبهء عرش درجه با پانصد و شصت نفر از دولتخواهان جان سپار و فدويان وفادار از مشهد مقدس معلى بيرون آمدند و ماهچهء رايت همايون بر كوه و هامون پرتو وصول افكنده چون مهر منير از ايوار و شبگير نمىآسود تا شادروان جلال در قصبهء دامغان نزول اجلال فرمود و در