را به هر يك از آن جماعت منسوب گردانيد ، و از جانب ايشان نيز ابواب مكاتبات و مراسلات مفتوح گرديده ملاطفات ظاهرى به ظهور رسيد .
و با آن كه ميرزايان قندهار به آن سخنان دور از كار ، سررشتهء روزگار خود را از كف نداده قدم از مسلك عافيت و فراغ بال بيرون ننهادند و از جانب ايشان خان عالى شان را شكست بر سر شكست نيامد اما مكاتبات دنيادارانهء او سلسله جنبان آرزوى عبد الله - خان در تسخير ملك هرات كه سالهاى دراز در آرزوى آن بود گرديده به خواهش تمام در انديشهء حصول مرام ، خواب و خورد را بر خود حرام گردانيد و بعد از تصميم عزيمت به تسخير آن خطهء دلپذير با سپاهى گران و لشكرى چون قضاى ناگهان در مبادى سال فرخ فال تنگوزئيل مطابق نصهد و نود و شش هجرى به ملك خراسان آمد و قبل از ورود خود كس نزد عليقلى خان فرستاده پيغام داد كه چون آينهء ضمير حقانيت گزين منطبع ساخته بود بنابر اين همت و الا به تسخير ملك خراسان معطوف گشته به آن صوب صواب توجه نمود ؛ اكنون اگر آرزوى خدمت ما داشته در قول خود صادق باشد بايد كه بىانديشه و تأمل به موكب عالى پيوسته سعادت ملازمت دريابد و در آن ولايت سكه و خطبه به نام نامى و القاب گرامى ما موشح و مزين ساخته ايالت آن ولايت را به دستور ، مخصوص خود شناسد ؛ و اگر بعد اليوم ، بودن در آن ولايت را مكروه خاطر شمرد از ممالك ماوراء النهر و تركستان و بدخشان هر ولايت را كه خواسته باشد به خود متعلق و مخصوص داند و اگر تغيير عزم كرده به وعده وفا نتواند نمود چون جنود نامعدود اوزبكيه وارد حدود خراسان گرديده و بىنيل مقصود مراجعت نمىتوانند نمود بلدهء فاخرهء هرات را خالى نموده رخت اقامت به ولايت قزلباش خواهد كشيد .
عليقلى خان از پيغام عبد الله خان ترك قرار و آرام گفته از كرده پشيمان گرديد و چون دل از حكومت ملك هرات كه از معظمات
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 834
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٨٣٤