ظفر نشان فوجى و هر ساعت از آن بحر بىكران موجى به آستان اقبال آشيان پيوسته از دل و جان كمر جان سپارى بر ميان بستند و از جملهء ايشان ولى جان خان از كاشان بر ديگران پيشى گرفته از راه رى . . . « 1 » نادان فرو نشست مراحم بىكران شاهانه و عفو و اغماض خسروانه ابواب سياست را بر روى ساير امراء و وزراء و ارباب مناصب بسته فرمان قضا مضا در باب گرفتن ترجمان از تمامى ايشان به نفاذ پيوست و فراخور حال و قدر استطاعت هر يك مبلغى به توجيه درآمده به محصلى محصلان به وصول رسيد و با اموال و اسباب مقتولين به مدد خرج و انعام جمعى كه از خراسان آمده كمال عسرت و پريشانى داشتند مقرر گرديد .
اختتام مشعر بر انجام اين حديقهء مينو نظام در آغاز اهتزاز ازاهير بستان سراى حديقهء پنجم به هبوب نسيم وقايع نگارى كلك جادو خرام :
المنة لله تعالى و تقدس كه چهار خيابان روضهء هشتم از گلزار هميشه بهار تأليف خلد برين به ميامن الطاف بىكران و حسن اهتمام چمنآراى اين گلستان ، نمونهء باغ جنان و روضهء رضوان گرديد و پيشتر از آن كه آب حيات الفاظ و معانى در جويبار زندگانى از روانى بازايستد خامهء بو العجب نگار ، طراحى اين نادره گلزار را به پايان رسانيد . چشم تماشائيان روشن كه به شكفتن گلهاى رنگارنگ اين نادره چمن جيب و كنار گلدسته بندان رياض سخن گلشن گرديد و جيب و كنار سخن شناسان قدردان پر گل كه گلچين خيال از گلهاى رنگارنگ الفاظ رنگين گلاب معانى بديع آئين كشيد .
چون در آغاز بهار اين گلزار كه چمنآراى انديشه و باغبان خيال به فكر طراحى اين گلستان بىخزان افتاده بود پيشنهاد انديشه و قرارداد خاطر آن بود كه از هر گلستانى كه راه نگاه به آن افتد دستهبند گلهاى رنگارنگ غرايب اخبار آن بوده خامهء از شغل نگارش
هامش
( 1 ) - احتمالا چند سطر افتاده است .