تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
و چون كوكبهء جاه و جلال اسماعيل قلى خان به نزديك رسيده دورباش عظمت و شان عليقلى خان را ديد از راه مردمى و مدارا پياده گرديد و با چند تن از برادران و امراء و ريش‌سفيدان شاملو و ساير اويماقات كه همراه داشت قدم به منزل عليقلى خان گذاشت ، و با آن كه چوب منع دربانان منزل عليقلى خان را بر سر راه ملازمان و كسان خود گذاشته ديد از اين رهگذر ملول و مكدر نگرديد و به گشاده پيشانى و شكفته‌روئى با جناب خانى ملاقات نموده لوازم كوچك دلى و بزرگ منشى از جانبين به تقديم رسيد . بعد از انقضاى آن مجلس رنگين ، ابواب الفت و التيام چنانچه بايد بر روى هم نگشوده بودند كه خبر ارتحال مرتضى قلى خان بيگلربيگى استراباد از دار ملال و خبر آمدن مرشد قلى خان در ركاب جاه و جلال گرامى گوهر درج سلطنت و اجلال از راه دامغان متواتر شد و در هر سرى سودائى و در هر خاطرى متمنائى به هم رسيده تفرقهء تمام به آراى امراى عظام راه يافت . عليقلى خان مصلحت چنان ديد كه خود با امراء و اتباع خود كه قرب پنج هزار سوار جرار نيزه‌گذار بودند به رسم ايلغار به ديارى كه به تيول او مقرر بود رفته از آنجا به خوار و سمنان گذر كند و سر راهها را تا دامغان به مردم آگاه سپرده از ضبط طرق و شوارع خاطر جمع سازد تا اگر امراى عراق را هواى استقبال موكب جاه و جلال پادشاهى در سر افتد چون منع در رهگذار ايشان توانند نهاد ، و اسماعيل قلى خان در ركاب سعادت نشان خاقان عليين آشيان و ابو طالب ميرزا مرحله - پيما گرديده موكب ظفر قرين را به دار السلطنهء قزوين كه مقر سرير سلطنت ابد مدت است رساند . اما چون وقت آن رسيده بود كه تخت فيروز بخت ايران به جلوس همايون مهر جهانتاب فلك تاجدارى زيب و بها پذيرد هواخواهان عليقلى خان در صدد ممانعت ارادهء وى درآمده گفتند كه چون هنوز اعتمادى چنان بر جانب عليقلى خان نيست در وقتى چنين شاه و شاهزاده را به او سپردن و خود از در خانه دورى گزيدن پسنديدهء
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 831 | مير هاشم محدث / محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى