تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
مرحمت بارى وزيده از جانب خراسان خبر رسيد كه عبد الله خان پادشاه ماوراء النهر با لشكرى تمام قهر به عزم تسخير دار السلطنهء هرات رخت اقامت به ديار خراسان كشيد و عليقلى خان شاملو بيگلر - بيگى و امير الامراى هرات به ضبط و استحكام شهر و حصار پرداخته ابواب اطاعت و انقياد را بر روى عبد الله خان كه به محاصره قيام دارد مسدود ساخت و مرشد قلى خان در ركاب آفتاب تابان يعنى زيبندهء سرير كيان و برازندهء تخت فيروز بخت ايران از مشهد معلى بيرون آمده عزم آن دارد كه آن حضرت را از راه طبس به مملكت عراق آرد . بعد از اشتهار و انتشار اين اخبار ، امراى نامدار فى الجمله از خواب غفلت بيدار شدند و بنا بر آن كه در آن اوان تردد و آمد و رفت از خراسان به عراق كمتر اتفاق مىافتاد و جزم نمىدانستند كه ارادهء مرشد قلى خان از بيم طغيان عبد الله خان است يا تمكن شهريار جهان بر اورنگ سلطنت جاودان ، در طى نشيب و فراز اين انديشه شبها به روز آوردند . ورود اين خبر فى الجمله باعث آن گرديد كه به وساطت مصلحان خيرانديش ، عليقلى خان و اسماعيل - قلى خان با يكديگر از در صلح و صلاح درآمدند و عليقلى خان در باب مهردارى ، مهر سكوت بر لب نهاده به فكر آمدن مرشد قلى خان افتاد و با آن كه ارباب فتنه و فساد به ميانجى فى الجمله صلاحى كه روى داد سر در گريبان كشيده پاى در دامن پيچيدند آن دو خان عالى شان همچنان از يكديگر خائف و هراسان روزگار مىگذرانيدند و چون سر بزرگى هر دو بيش از آن درد مىكرد كه از راه فروتنى ، يكى به ديدن ديگرى رفته حجاب كلفت را از ميانه برگيرد ميرزا محمد وزير به التماس زياد اسماعيل قلى خان را به ديدن عليقلى خان فرستاد و در آن روز كه وعدهء ملاقات بود از هر طرف لوازم خود - نمائى و سيبه‌آرائى به تقديم رسيده اسماعيل قلى خان در كمال عظمت و شان متوجه منزل عليقلى خان گرديد . عليقلى خان نيز مجلسى به شكوه و شوكت مرتب داشته بواب و حجاب بر ابواب گماشته تفنگچى و كماندار بسيار بر اطراف و جوانب بازداشته بود .