تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
گردنش برداشته ابواب ميزبانى و مهربانى بر روى وى گشود و به گونه گونه مواعيد دلپسند ، خرسندش ساخته تعهد انجاح مرام او نمود و مشار اليه مستظهر و مستمال ، كس به قلعه نزد خسرو كوتوال و غلامان بد فعال فرستاده به اطاعت و انقياد و سپردن قلعه فرمان داد و ايشان با آن كه در بدايت حال از در قيل و قال درآمده به فرهاد آقا سخنان درشت گفتند اما بعد از آن كه خاطر از مؤاخذه و باز - خواست جمع نمودند از در صلح و صلاح درآمده ابواب قلعه را گشودند ، و خسرو بيك به ملازمت عليقلى خان و امراء رسيده آن قفل ديرگشا به كليد حسن تدبير به آسانى گشوده گرديد ، و بعد از انجام مهام قلعه ريش‌سفيدان طايفهء ذو القدر به شرحى كه سبق ذكر يافت به درگاه جهان پناه شتافته چون كارى نساختند شعار عباسيگرى ظاهر ساختند و از اين رهگذر ، طوايف ديگر كه با ابو طالب ميرزائيان از در مخالفت درآمده بودند نااميد و رميده‌تر شدند . در خلال اين احوال فى ما بين عليقلى خان و اسماعيل قلى خان فى الجمله غبار نقار ارتفاع يافته چند روزى در ميانه كلفت و نزاع پايدار بود . باعث بر اين منازعه و غوغا آن كه عليقلى سلطان ذو القدر كه نوادهء شاهقلى خليفه مهردار شاه جنت مكان و مصاحب و تربيت كردهء عليقلى خان و الكاى قم به دستورى كه در زمان شاه جنت مكان به جد او تعلق داشت به وى متعلق بود آرزوى آن نمود كه چون ايالت ولايت آباء و اجداد به او متعلق است منصب مهردارى نيز كه با ايشان بوده به وى متعلق گردد ، بنابر اين استدعاى مهم آباء و اجداد در آن باب از عليقلى خان استمداد نمود . خان مشار اليه كه در آن اوان مدار عليه سلطنت پايدار بود چون از اسلمس خان ولد شاهرخ خان ذو القدر كه به جاى پدر به منصب مهردارى سرافرازى داشت اظهار عدم رضا مىنمود ابواب رضاجوئى بر روى خاطر عليقلى سلطان گشوده خدمتش را به منصب مذكور اميدوار فرمود . و چون خبر تغيير اسلمس خان به طايفهء ذو القدر رسيد جمعى از ايشان كه تربيت كردهء پدر وى بودند بر آن كار ناهنجار انكار نمودند
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 828 | مير هاشم محدث / محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى