تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
در صلح و صلاح درآمده مهم كاشان را به وقت ديگر حواله نمايند ، بنابر اين اسماعيل قلى خان بادى امر مصالحه گرديده كسان خود را به درون قلعه فرستاد و به ولى جان خان پيغامهاى دوستانه داده ابواب مصادقت و موالات بر روى وى گشاد . ولى جان خان نيز كه از تنگناى محاصره به جان آمده بود اين معنى را مغتنم شمرده به اسماعيل قلى خان توسل نمود و محقر پيشكشى با چند نفر از مردم معتبر خود به درگاه خاقان دادگر فرستاده التماس عفو گناهان خود را به اسماعيل - قلى خان پيغام داد . فرستادگان به وساطت خان مشار اليه به شرف پاى بوس خاقان عليين آشيان و ابو طالب ميرزا مشرف گرديده به خدمت عليقلى خان رسيدند و عذرخواه گناه جراتهاى بيجاى وى گرديده استدعاى آن نمودند كه خدمتش را يك دو ماه مهلت دهند كه در كاشان به تهيه و تدارك اسباب سفر خود پرداخته به هر ديار كه مقرر گردد روان شود . بعد از قيل و قال بسيار قرار به آن يافت كه چون موكب ظفر - شعار از ظاهر حصار كوچ كند ولى جان خان دروازه‌هاى قلعه را بگشايد و از لشكر ظفر اثر سيصد نفر از جماعت شاملو و بيات و امثال ايشان داخل قلعه شده در آنجا به سر برند كه چون او از قلعه بيرون رود ايشان به محافظت شهر و قلعه قيام نمايند و از جانبين به صلحى چنين - كه هرگز مباد - راضى شده موكب ظفر نشان به جانب اصفهان روان شد . و موكب مسعود در ساعتى كه ميرزا عرب منجم هروى اختيار نموده بود داخل شهر شده بار اقامت گشودند و منازل سادات حسينيه به نزول شاه و شاهزاده ، كنگرهء رفعت به آسمان رسانيده مقرر گرديد كه عليقلى خان در جوار دولتخانه نزول نمايد و اسماعيل قلى خان در محلهء گلبار و ساير امراء و اعيان در منازل مناسب فرود آمدند . و چون غلامان بيهده‌كار در محافظت قلعه و حصار اصرار مىورزيدند سپاه نصرت پناه مشغول ريختن توپ و تهيهء قلعه‌دارى گرديدند و بعد از چند روز عليقلى خان تسخير قلعه را به رفق و مدارا اولى شمرده فرهاد آقا را به منزل خود برد و زنجير از
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 827 | مير هاشم محدث / محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى