مدار و ساير ارباب ثروت و سامان كاشان كه در مضيق محاصره گرفتار گونه گونه مذلت و هوان بودند گشوده تنخواه انعام و احسان كسان خود نمود و رفته رفته كار طمع و توقع را به جائى رسانيد كه تمام مردم كاشان [ 180 ] را به گدائى انداخته به نان شب محتاج گردانيد . اما سپاه ظفر پناه چون از مخالفت و نافرمانى آن روسياه آگاه گرديدند سيبهها ترتيب داده ابواب تسخير حصار را بر روى آن مردم بىزينهار گشادند و در لوازم قلعهگيرى مراسم سعى و اهتمام به تقديم مىرسانيدند تا سيبهها به خندق رسيده كار بر مردم حصار دشوار گرديد .
در اثناى اين گير و دار از جانب اصفهان اخبار وحشت آثار به موكب ظفر شعار رسيده باعث تعويق تسخير حصار گرديد . خلاصهء اين مقال آن كه چون خبر گرفتارى فرهاد آقا به دار السلطنهء اصفهان رسيد و خسرو بيك غلام كه از اقوام فرهاد آقا و سركردهء ملازمان و مردم وى بود از مؤاخذه و گرفتارى فرهاد آقا خبردار گرديد چون به حفظ و حراست قلعهء طبرك قيام داشتند ابواب قلعه را بر روى ضابطان و محصلان مسدود نموده رايت مخالفت و نافرمانى افراشتند و به اعلان كلمهء عصيان جرأت نموده ابواب تحصن و قلعهدارى بر روى خود گشودند . سيد بيك حاكم و ميرزا احمد وزير چون جرأت و زيادهسرى غلامان عاصى را مشاهده نمودند با روزگار از در سازگارى درآمده در منازل سادات عالى درجات حسينى كه از جملهء نقباى آن ملك و به « سادات حسينيه » مشهور بودند بار اقامت گشودند و با آن كه مردم اصفهان آن منزل و مأوا را از غايت تعظيم و احترام ، بست و ملتجا مىدانستند نمىتوانستند كه آن سراى سعادت را از آفت دستانداز غلامان عاصى محافظت نمايند لا جرم گروهى انبوه از تفنگچيان قدر انداز از مردم بلوكات به شهر درآورده حفظ و حراست حسينيه و شهر مىنمودند . با وجود اين حال از دستانداز غلامان بىسر و پا اختلال تمام به حال سادات حسينيه و مردم شهر راه يافته امنيت و استقامت از آن ولايت كناره گزيد و
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 825
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٨٢٥