بعد از رفتن عاشور آقا چون هر روزه از اطراف ممالك به تخصيص اصفهان و كاشان و يزد و كرمان اخبار وحشت آثار به امراى نامدار مىرسيد مصلحت وقت ، مقتضى آن گرديد كه نخست متوجه كاشان شده دست اقتدار ولى جان خان را از آن ولايت كوتاه كنند و از آنجا به اصفهان و يزد نقل مكان نموده در گوشمال زياده - سران آن حدود و انتظام مهام فارس و كرمان اهتمام تمام به تقديم رسانند ، بنابر اين عزم ناصواب ، عليقلى سلطان ذو القدر حاكم قم و مرشد قلى سلطان شاملو برادر اسماعيل قلى خان را بر سر ولى جان - خان به كاشان فرستادند ، و بنابر آن كه فرهاد آقا داروغهء اصفهان را گنجور گنجينهء بحر و كان و قارون زمان مىدانستند به بهانهء شكوه و شكايت جمعى از مردم اصفهان كه در اردوى معلى بودند ابواب مؤاخذه و مصادره بر روى وى گشودند و محصلان شديد به جهت ضبط اموال و اسباب و ساير متملكات وى و اتباع وى كه با خود همراه داشت تعيين نموده بر ايشان گماشتند . همچنين جمعى را به جهت وصول و ايصال اموال فرهاد آقا و كسان وى به جانب اصفهان فرستاده هر يك از عمله و فعله و منسوبان و ملازمان و اتباع وى را كه زياده بر پنجاه شصت نفر بودند گرفتار مؤاخذه و گرفت و گير نمودند ؛ و سيد بيك كمونه را حاكم و ميرزا احمد كفرانى را وزير و ناظر و صاحب مقاطعهء اصفهان و ميرزا هدايت الله نحم ثانى را ناظر معاملات آن بلدهء خلد نشان گردانيده ابواب ورود ايشان را به آن حدود گشودند .
بعد از فيصل قضاياى مذكور ، موكب منصور از ييلاق خرقان به صوب كاشان روان شده در عرض بيست روز كوچ بر كوچ به ظاهر كاشان رسيدند و بنا بر آن كه ولى جان خان از جانب امراى عالى شان به يأس و حرمان اتصاف داشت به جد و جهد تمام ، رايت مخالفت و قلعهدارى افراشت و ابواب حصار را بر روى موكب ظفر شعار مسدود ساخته به تهيهء اسباب قلعهدارى و استحكام قلعه و حصار پرداخت و در مدت محاصره دست جرأت به تصرف اموال تجار خير -
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 824
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٨٢٤