تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
اميدوار روزگار مىگذرانيد تا عاقبت كارش چنانچه بعد از اين رقمزدهء كلك وقايع نگار خواهد گرديد به گرفت و گير كشيد . همچنين بعد از واقعهء هايلهء شاهزادهء شهيد انواع اختلال به حال مردم آذربايجان نيز روى نموده ابواب هرج و مرج بر روى مردم آن ديار گشوده گرديد و بنابر آن كه در هر سرى سوداى خودسرى به هم رسيده مقيد به حكم و فرمان پادشاهى نشدند و هر كس هر ولايتى را كه توانست به حيطهء ضبط و تسخير خود درآورده كوس انا و لا غير بلند آوازه كردند جعفر پاشا كه كوتوال قلعهء تبريز بود فرصت غنيمت شمرده دست جرأت به تسخير و ضبط اطراف آن ولايت گشود و اكثر محال آذربايجان از تصرف قزلباش بيرون رفت . بالجمله احوال مردم آذربايجان و عراق و فارس و كرمان و كوهكيلويه و خوزستان اختلال تمام يافت و رعايا و زيردستان آن محال به سبب دست‌انداز سپاهيان ، پايمال و بال و نكال بودند و چون رمهء بىشبان و گلهء بىپاسبان سرگردان در انتظار لطيفهء غيبى به سر مىبردند كه ناگاه تيره شب انتظار ايشان را روز روشن از در درآمد و شعشعهء نويد طلوع خورشيد عدل و احسان از افق خراسان بر ساحت ولايت عراق تابان شد و ماهچهء رايت جهانگشاى تخت آراى ملك ايران پرتو عاطفت و احسان بر در و ديوار هر ديار افكنده جهان پير ، جوانى از سر گرفت و گلزار هميشه بهار ملك ايران كه در خشكسال اختلال حال از طراوت و خرمى افتاده بود از جويبار عدل و احسان ، رشك گلستان جنان و غيرت بهشت جاودان گرديد .

گفتار در ذكر حال امراء و اركان دولت پادشاه ستوده خصال و شاهزادهء خردسال ابو طالب ميرزا

سبق ذكر يافت كه بعد از جلوس ابو طالب ميرزا بر مسند ولايت عهد ، موكب ظفر قرين از آذربايجان رخت اقامت به دار السلطنهء
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 818 | مير هاشم محدث / محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى