ظلم زداى خاقان گيتى گشاى گرفتار گرديدند .
اما اختلال احوال مردم اصفهان به طريق اجمال آن كه چند سال قبل از ارتحال شاهزادهء شهادت مآل فرهاد نامى از غلامان از قبل آن حضرت به داروغگى آن بلدهء خلد نشان قيام مىنمود و در عرض مدت حكومت و استقلال در حوالى نقش جهان ، قلعهاى در كمال حصانت و رصانت ، اساس نهاده به قدر ضرورت آذوقه و اسباب قلعهدارى در آنجا سامان داده بود . و چون واقعهء شهادت آن حضرت باعث خرابى هر ولايت گرديده نوبت حكومت اصفهان به عليقلى خان رسيد ميرزا محمد نامى را از ملازمان خود ، داروغهء آن بلدهء فاخره گردانيد . و چون زمانه را هواى ديگر در سر بود ورود ميرزا محمد ، ابواب وحشت بر روى فرهاد آقا گشود و چون از ميرزا محمد مطمئن نبود و از وى سوء مزاجى نسبت به خود گمان مىبرد به بهانهء صيانت خود از مضرت طايفهء ارشلو كه در حوالى و توابع اصفهان ساكن بودند به اهتمام تمام در استحكام قلعه و انجام مهام خود سعى مىنمود و غرضش آن بود كه تابع امر و نهى امراى ابو طالب ميرزا نبوده ميرزا محمد را در امر حكومت دخلى چنان ندهد .
و چون خبر نافرمانى و زيادهسرى فرهاد آقا در دار السلطنهء قزوين به اركان دولت ابد قرين رسيد مير جعفر قزوينى را كه سابقا وزير فرهاد آقا و در آن زمان متصدى آن معمورهء خلد آئين بود با منشور عاطفت به اصفهان فرستاده با وى قرار دادند كه از هر راه كه تواند فرهاد آقا را مستمال ساخته به موكب ظفر نشان رساند .
مير مشار اليه به زبان دل آسا فرهاد آقا را از اصفهان به درگاه معلى آورده خاطر امراء را از رهگذر شور و شر وى مطمئن گردانيد .
فرهاد آقا چون به شرف پاىبوس خاقان عليين آشيان و سعادت خدمت ابو طالب ميرزا سربلند گرديد محقر پيشكشى از نظر شاه و شاهزاده گذرانيده مبلغهاى خطير به رسم يادبود و ارمغان به خدمت عليقلى خان و اسماعيل قلى خان و ميرزا محمد وزير روانه گردانيد و به تجديد از ايشان نويد حكومت اصفهان شنيده در موكب ظفر شعار
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 817
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٨١٧