تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
گشودند اما در آنجا نيز پيوسته اخبار موحش از طرف بلاد و ديار رسيده باعث توزع بال امراى عالى مقدار مىگرديد . و چون راى و تدبير ميرزا محمد وزير را در هر باب صواب مىدانستند در تمامى امور از صوابديد او تخلف روا نمىداشتند . و در ييلاق مذكور مير جعفر قزوينى ، فرهاد آقا را از اصفهان به آستان گردون شان رسانيده چنانچه ايمائى به آن شد سرگردان رخصت در موكب ظفر - نشان مىگرديد . همچنين در همين اوقات فى ما بين طايفهء شاملو و استاجلو فى - الجمله غبار نقارى ارتفاع يافته در همان زودى به آب تدبير محمدى ساروسولاغ فرو نشست . ما به النزاع آن بود كه در آن اوقات اسماعيل قلى خان شاملو عزم آن نمود كه شاهويردى خليفه برادر بزرگتر خود را از خاك بىاعتبارى برگرفته به مرتبهء بلند ايالت و حكومت رساند و قرعهء اختيارش بر ايالت ولايت همدان كه حسب الفرمان شاهزادهء خلد مكان به پير غيب خان استاجلو متعلق بود افتاد . عليقلى خان چون ياراى مخالفت وى نداشت و از پير غيب خان نيز آزرده خاطر بود قبول اين معنى نمود و رقم ايالت همدان به اسم شاهويردى خليفه صادر و متوجه آن ولايت گرديد . چون پير غيب خان از عزل خود و نصب شاهويردى خليفه باخبر گرديد هر چند به ظاهر كار اظهار اطاعت و انقياد نمود اما ترك ايالت آن ولايت بر وى دشوار بود ، بنابر اين در منازلى كه حاكم نشين بود اقامت نموده بيرون نمىرفت و اين معنى محرك سلسلهء كلفت گرديده كار به نزاع و جدال كشيد و پير غيب خان فائق آمده فى الجمله باعث هتك حرمت شاهويردى خليفه گرديد . بعد از رسيدن اين خبر به موكب ظفر اثر ، اسماعيل - قلى خان را نايرهء غضب شعله‌ور شده عزم رفتن همدان به قصد گوشمال پير غيب خان جزم نمود و به وساطت محمدى ساروسولاغ . . . « 1 » مبادا اين معنى ، دامن زن شعلهء فتنه و فساد در ميان طايفهء
هامش
( 1 ) - به خاطر آب‌ديدگى نسخه ، حدود سه كلمه خوانده نشد .