تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
كلمهء عصيان جرأت نموده روز بروز بر مدارج عظمت و جلال مى - افزود تا واقعهء هايلهء شاهزادهء غفران مآل روى نمود . و چون اين خبر اندوه اثر به پدر و پسر رسيد رخت اقامت به كرمان كشيده پسر در يزد بر مسند ايالت و خانى متمكن گرديد ، و چون دست اقتدار ميرميران را در آن ديار قوى و مطلق مىديد به مصاهرت وى رغبت كرده به اين نسبت خود را در يزد حاكم مطلق - العنان گردانيد و حكومت ابرقوه را به يوسف خان داده او را به ضبط و تسخير آن ديار فرستاد . و چون از قبايح اعمال و ذمايم افعال خود از امراء و اركان دولت قاهره خائف و هراسان بود بالاخره او نيز كسان به خراسان به نزد مرشد قلى خان فرستاده اظهار اخلاص و عبوديت خاقان گيتى ستان نمود . همچنين امراى ارشلو و طوايف افشار كه در كوهكيلويه جا و مقام داشتند طريق موافقت يكديگر را از كف گذاشتند و چند گروه شده هر گروهى براى خود اميرى انتخاب نمودند ، و طوايف ذو القدر كه در فارس اقامت داشتند و على خان شادى بيگلو به حكومت ايشان رايت استقلال مىافراشت پيشتر از آن كه هايلهء شاهزاده روى نمايد با حاكم خود از در زياده - سرى درآمده طريق متابعت وى چنانچه بايد نمىپيمودند و به كرات در ميان ايشان منازعات و مناقشات روى نموده كار به جائى رسيد كه على خان به عزم آن كه صورت حال را به مسامع جلال شاهزادهء بلند اقبال رساند از شيراز متوجه اردوى معلى گرديد ، و بعد از ورود به دار السلطنهء قزوين و شنيدن خبر اندوه اثر شاهزاده از رفتن عنان باز كشيد و در آنجا اقامت نمود تا موكب ظفر نشان در دار السلطنهء مزبور بار اقامت گشود ، و چون به شرف پاى بوس خاقان عليين آشيان و سعادت ملازمت ابو طالب ميرزا مشرف گرديده حقيقت اختلال احوال خود را به وساطت امراء به مسامع جلال رسانيد مجددا به ايالت دار الملك شيراز سربلند و احكام مطاعه مشتمل بر وعد و وعيد به اسم آقايان ذو القدر صادر گرديده مقضى المرام عنان به صوب مراجعت معطوف گردانيد .
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 814 | مير هاشم محدث / محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى