تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
ميرزا محمد به وساطت حسن تقرير ، خاطرخواه امراء را به عبارات دلپذير بر آينهء ضمير منير ، عكس‌پذير گردانيده در آن باب مبالغه را از حد گذرانيد . و آن حضرت چون تمامى امراء و اركان دولت را طالب اين مطلب ديد به خواه و ناخواه سر رضا جنبانيده شاهزاده را به رتبهء والاى وليعهدى سرافراز گردانيد و امراى خودراى در يورت ترتر چائى به ساعتى كه مختار ايشان بود شاهزاده را به نظر اكسير اثر پدر بزرگوار آورده آن سرور به دست مبارك خود تاج سرورى بر سر وى نهاد و كمر شهريارى بر ميانش بسته به تشريفات شاهانه و تجملات خسروانه امتيازش داد و به رسم و آئين سلاطين ، اورنگ ولايت عهد به جلوس شاهزاده زيب و بها پذيرفته حسب الفرمان و الا امراء و ارباب مناصب و ساير ملازمان شاهزادهء مغفور ، كمر خدمتش را بر ميان بستند و اموال و اسباب و كارخانجات شاهزادهء غفران مآب به آن جناب تعلق گرفت ، و تمامى امراء و اركان دولت و اعيان حضرت و ساير اكابر و اعاظم قزلباش لوازم تهنيت و مباركباد به تقديم رسانيده به شرف پاى بوس مشرف گرديدند ، و مسرعان با بشارت نامه‌ها به اطراف ممالك روان شده مژدهء وليعهدى شاهزاده را به جهانيان رسانيدند . بعد از فيصل قضاياى مذكور چون نقل نعش شاهزادهء شهيد به دار الارشاد اردبيل بر ذمت همت اولياى دولت از فرايض و واجبات بود در آن منزل به تهيه و تدارك اسباب آن پرداختند . و چون موكب والاى خاقان با دين و داد روى عزيمت به صوب دار الارشاد مىنهاد امامقلى بيگلربيگى قراباغ و امراى تابين او را مرخص و به الكاى متعلقه به ايشان روان ساختند . و چون ميرزا محمد مستوفى الممالك در انجاح مرام امراى عظام اهتمام نموده ابواب حصول كام بر روى ايشان گشوده بود همگى اتفاق و خدمتش را وزير ديوان اعلى و اعتماد الدولهء به استحقاق نمودند . و چون الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت به دار الارشاد اردبيل رسيد خاقان داغ ديده به تجديد تعزيت شاهزادهء شهيد مشغول گرديد
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 808 | مير هاشم محدث / محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى