منتظر ورود ايشان بودن مصلحت نبود ، بنابر اين شاهزادهء عالم و عالميان مقيد به جمعيت ايشان نشده با ده هزار كس كه در آن اوان در معسكر ظفر نشان جمع آمده بودند از چمن سلطانيه به صوب مقصد حركت نمود و رايت ظفر آيت كوچ بر كوچ قطع مسافت مى - فرمود تا در حوالى تبريز بار اقامت گشود .
و چون مژدهء قرب ورود شاهزادهء عالى شان به خاقان عليين آشيان رسيد با جهان جهان مسرت و شادمانى متوجه استقبال گرامى گوهر بحر سلطنت و جلال گرديد و پيشتر از آن كه گوهر شاهوار به كنار درياى بىقعر و كنار رسد شاهزادهء والاتبار ابو طالب ميرزا طريق مسارعت پيموده چون چتر همايون فال شاهزادهء بلند اقبال به نزديك رسيد پياده گرديده خود را به شرف ملازمت برادر ستوده سير رسانيد .
مقارن وصول ابو طالب ميرزا كوكبهء جاه و جلال خاقان عليين آشيان كه قرب يك فرسخ مسافت پيموده بود از دور نمايان شده به نزديك رسيد . شاهزادهء بلند اختر را چون نظر بر چتر همايون پيكر پدر بزرگوار افتاد بىاختيار از سمند صبا رفتار پياده شده خود را به تقبيل ران و ركاب آن حضرت سربلند نمود ؛ و جناب خاقانى فرزند ارجمند را در آغوش مهربانى درآورده ابواب مسرت و شادمانى بر روى آمال و امانى گشود . پس از آن شاه و شاهزاده با يكديگر همركاب و همعنان به جانب شهر روان شده چون شاهزادهء عالى شان به شهر رسيد به ساعت سعد در منازل پيره محمد خان چاوشلو منزل گزيد ، و روز ديگر خاقان عالى گهر از راه تفقد و دلجوئى به منزل شاهزاده قدم رنجه فرموده به لوازم محبت و مهربانى قيام و اقدام نمود ، و آن حضرت نيز جشنى پادشاهانه و بزمى خسروانه مرتب داشته به شكرانهء آن موهبت به مراسم ميزبانى و لوازم ضيافت پرداخت و بعد از اقامت رسم نثار و پاى انداز و گستردن خوان مشحون به موايد الوان ، ما يعرف و اندوختهء خود را پيشكش پدر بزرگوار ساخت ، و اعلى - حضرت خاقانى هداياى آن سرور را به نظر قبول درآورده باز به آن حضرت عطا نمود .
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 791
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٧٩١