فدويان جان نثار و غازيان نصرت شعار ، سر و اخترمهاى كه داشتند از نظر انور گذرانيدند . نخست برادر خردسال بىگناه خود را در آغوش عطوفت و مهربانى كشيده بر تخت زر با خود همنشين گردانيد و پس از آن محمد خان و مسيب خان را كه با دست بسته و دل شكسته به آن محفل خلد مشاكل آورده بودند آزاد و مطلق العنان فرموده اشاره نمود كه دست گشوده به دستور معهود در سلك امراء جاى دادند و جرايم و زلات بسيارى از امراى گنهكار به عفو و اغماض مقرون گرديده جمعى از ايشان را كه به سبب غرور ثروت و سامان شايستگى عفو و احسان نداشتند در عقبات عقاب مؤاخذه و مصادره كشيدند .
بعد از انقضاى مجلس همايون محمد خان را به عليقلى خان و مسيب خان را به اسماعيل قلى خان سپرد كه مانند ميهمانان عزيز ، معزز و محترم نگاه دارند و آن دو كافر نعمت غريق بحر خجالت ، رخت اقامت به منازل امراى عالى شان كشيده با ناز و نعمت همنشين گرديدند و اسلمس بيك ايناللو را به جرم آن كه شاملو بود و بىموجبى خود را در سلك امراى تركمان و تكلو در آورده بود و كچل مصطفاى افشار را بنا بر آن كه با وجود منصب قورچى باشيگرى آن حضرت گريخته به ميان مخالفان رفته بود در چرم گاو كشيده به عقوبتى شديد معذب گردانيدند اما بعد از چند روز كه در تنگناى زندان چرم گاو كارشان به هلاكت نزديك رسيد اسلمس بيك به شفاعت اسماعيل قلى خان و كچل مصطفى به درخواست عليقلى خان آزاد و مطلق العنان گرديدند .
بعد از وقوع اين قضايا و اشتهار آن فتح نامدار كه طراز فتوحات سلاطين كامكار مىشايست ، الويهء اقبال و اعلام جاه و جلال به صوب صواب دار السلطنهء قزوين كه مقر دولت و مستقر سلطنت ابد - پيوند بود پرچم گشاى گرديده در دولتخانهء مباركهء آن معمورهء جنت - قرين نزول اجلال روى نمود ، و در مدت اقامت آن ولايت هر روزه مجالس ارم قرين مرتب داشته آنان را كه در معركهء مردى و مردانگى آثار وفادارى و جان نثارى از ايشان به ظهور پيوسته بود منظور نظر
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 788
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٧٨٨