كه از طول مدت قلعهدارى به ستوه آمده بودند پرداخته بلا توقف رايت مراجعت افراخت و در مدت اقامت چند روزهء تبريز با عليقلى - خان و ساير امراى عالى شان از در اظهار خيرخواهى و صلاح انديشى درآمده مكاتيب مصادقت عنوان به اين مضمون به ايشان در قلم آورد كه : از روزى كه فى ما بين اين دو پادشاه و الا جاه به وساطت افساد مفسدان ، غبار كلفت و نقار ارتفاع يافته تا اكنون ، از سپاه فريقين و عسكر جانبين چندين هزار نفس قايل به كلمتين در ميانه عرضهء تلف شدهاند و در اين مدت هر چند از راه رفاه حال مسلمانان خاطر - نشان ايشان كرديم كه چون قانون سلاطين آل عثمان آن است كه در هر محل كه به تصرف ايشان درآمده باشد دست از تصرف آن بردارند بنابر اين صلاح دولت ايشان در آن است كه سعى و اهتمام نمايند كه محل ديگر از تصرف ايشان بيرون نرود و امراى قزلباش بنا بر لجاج و عناد ، سخنان خيرخواهانهء ما را به گوش قبول اصغا ننمودند و اين معنى باعث آن شد كه هر سال ولايتى را از دست دادند و اگر بعد از اين نيز به همين آئين سلوك نمايند نوبت به اردبيل و ولايت عراق خواهد رسيد ، چون ايشان نمك پروردهء آن دودمانند نصيحت خير - خواهانهء ما را قبول كرده شاهزادهء و الا قدر را به مصالحه راغب و مايل سازند ، و چون عدم اتفاق و ظهور نفاق طوايف قزلباش و اختلال احوال ايشان به دليل و برهان بر اهل روم ظاهر شده تسخير ممالك ايران را سهل و آسان شمردهاند ، با آن حضرت قرار دهند كه ترك عناد و لجاج نموده با حضرت خواندگار از در دوستى درآيند و به هر طريق كه توانند ابواب موافقت و يكجهتى بر روى وى گشايند تا ما خير خواهان نيز اين معنى را دست آويز اصلاح ذات البين [ 173 ] نموده در تأسيس مبانى صلح و صلاح كه موجب حصول نيكنامى و رفاه حال عباد و امنيت و آبادانى بلاد است لوازم سعى و اهتمام به تقديم رسانيم ، شايد نوعى شود كه بعد از اين قواعد صلح و صلاح استحكام يافته خلايق در مهاد امن و امان آرام گيرند .
چون مكتوب فرهاد پاشا در حضور امراء به عرض شاهزادهء ظفر -
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 794
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٧٩٤