تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
گرديد كه امراى عظام مذكوره به تهيه و تجهيز سپاه و لشكر و سامان و سرانجام اسباب سفر پرداخته به زودى به موكب ظفر اثر ملحق گردند . و چون دو سه ماه از سال مذكور در انجام مهام سلطنت سپرى شده بود و بعد از يك دو ماه ديگر سپاه كينه‌خواه روم حركت مىنمود و آن حضرت از راه وعده‌اى كه با تبريزيان كرده بود در تسخير قلعهء تبريز مبالغه و اهتمام تمام داشت مقيد به جمع آوردن لشكرهاى ممالك نشده نخست برادر خردسال را از راه گوشمال به قلعهء الموت فرستاده به جماعت فتح‌لو - اقوام عليقلى خان كه كوتوال آن قلعه بودند - سپرد و پس از آن عنان عزيمت به صوب صواب دار السلطنهء تبريز معطوف داشته به قصد ادراك سعادت خدمت پدر بزرگوار به آن ديار ايلغار فرمود . و چون همگى همت و الا نهمت مصروف و معطوف به آن بود كه پيشتر از آن كه سپاه قضا هجوم روم به آن مرز و بوم آيند به تسخير و تخريب قلعهء تبريز پردازند و اگر در اين نوبت طوايف قزلباش از راه غيرت و حميت جمعيت نمايند [ 172 ] ريشهء انديشهء هجوم عسكر روم را از گلزار طرب انگيز تبريز بر اندازند لاجرم چند روزى در چمن سلطانيه در انتظار جمعيت لشكر ظفر شعار رحل اقامت انداخت و چون هنوز ستارهء طالع قزلباش در حضيض و بال سرگردان بود و انتظار ظهور كوكبهء جاه و جلال و طلوع نير جهان - افروز اقبال بىزوال شهريار بىهمال يعنى خاقان گيتى ستان فردوس مكان مىكشيد جمعيتى كه دلخواه شاهزادهء گردون بارگاه بود روى ننمود ، چه اكثر اكابر و اعيان تكلو و تركمان و اتباع ايشان مقتول و گرفتار و بقية السيف با وجود ظهور مروت و بخشايش خسروانه متفرق و به اطراف و جوانب روانه شده بودند ، و امراء و غازيان افشار كه در حدود اصفهان و يزد و كوهكيلويه و ابرقوه ساكن بودند از راه فرار قلى بيك قورچىباشى به قلعهء تبريز و خوف و هراسى كه از آن رهگذر داشتند پا به راه اطاعت و متابعت نگذاشتند و طوايف ديگر كه احتمال ورود ايشان بود بنا بر ضيق وقت و تنگى فرصت ،