خود مركب آهو خرام را به حدت تمام برانگيخته دست اميد اعداء را از دامن مقصود گسيخت و مخالفان كه به اعتقاد خود گوى مراد را به چوگان سعى و اجتهاد از ميدان ربوده ابواب غلبه و اقتدار را بر روى لشكر ظفر شعار گشوده مىديدند وقتى خبردار گرديدند كه امواج بحر بلا بر ايشان محيط شد و كشتى اميدشان در چهار موجهء خوف و خطر لنگر انداخت ، و چون ديدند كه نهنگان درياى دغا چون امواج بحر بلا از پس و پيش متعاقب و متوالى رسيدند از يكديگر پاشيدند و شكست عظيم يافته رخت سرگردانى به وادى انهزام كشيدند .
در اثناى گير و دار ، امت بيك قورچى استاجلو به سنان جان ستان ، ولى خان تكلو را كه خميرمايهء فتنه و فساد بود از مركب اقتدار انداخته سر پر شور و شرش را از بدن جدا ساخت . و با آن كه در باب قتل ولى خان ، ديگرى با او در صدد معارضه و گفتگو بود اما او بعد از آن به « امت بيك ولى خان كش » شهرت نمود .
و چون محمد خان و فوج تركمان ديدند كه ورق فتح و فيروزى ايشان برگرديد به هيئت اجتماعى حمله آورده خود را به حوالى قول همايون رسانيدند . و چون عرصهء جولان مركبان از حلقهء انگشتر تنگتر شده بود و جاى گردش رنگ بر روى مبارزان فيروز جنگ نمانده تا به استعمال سيف و سنان چه رسد ، ملتزمان ركاب اقبال را تير باران نمودند . در اين حال كار بر شير شكاران بيشهء گير و دار دشوار گرديده به اشارهء شاهزادهء گردون اقتدار فى الجمله از ايلغار عنان باز كشيدند .
و چون بارش ابر كمان بر درع و خفتان غازيان جانفشان به پايان رسيد ديگر باره شاهزادهء عالم و عالميان عنان مركب آهو خرام را به طرف قول تركمان منعطف گردانيد و ملتزمان ركاب اقدس نيز پيروى آن حضرت پيش گرفته به يك بار خود را بر قلب لشكر تركمانان زدند و از اين رهگذر ، فزع روز محشر در معسكر مخالفان ظاهر شده بعضى از كمانداران ايشان تيرهاى نيمكش را كشاد داده فرصت انداختن تير ديگر نيافتند و پس از آن تير از كمان و دست از عنان
خلد برين ( فارسى ) — صفحة 783
مساهمون: مير هاشم محدث
ص٧٨٣