سرافراز شد . و بسيارى از فراريان را رعايا و مزارعان هر محل گرفته به صورتى كه كس مبيناد برهنه پاى و عريان [ 711 ] سر [ . . . ] مىدادند و ايشان با آن حال پريشان ، متاع زندگى را غنيمت شمرده از آنجا به جاى ديگر مىبردند ، و تمامى اموال و اسباب طوايف تركمان و تكلو را كه بر شتران كوه كوهان بار كرده در نيم فرسخى معركه باز داشته بودند عرضهء نهب و تاراج لشكر ظفر اثر گرديد .
بعد از وقوع آن فتح نمايان از طايفهء تركمان ، محمد خان كه رأس و رئيس و سردار و سركردهء ايشان بود به دست ستم ظريفان موكب ظفر شعار و بذله سنجان اردو بازار افتاده آن گنهكار شرمسار را در ميان گرفتند و نخست به تير طعن و سنان لعن در صدد دلجوئى وى درآمده پس از آن نوبت به تيغ و سنان و امثال آن رسيده بيم آن بود كه خون او در ميان چندين هزار ابله نادان منتشر گردد . از اتفاقات حسنه ، مروت جبلى شاهزادهء عالم و عالميان به سر وقت زندگانى وى رسيده به طعن نيزهء جان ستان ، طاغيان را از وى دور كرد و به نظر عفو و احسان در وى نگريسته به جمعى از فرمانپذيران سپرد كه به سلامت وى را به موكب ظفر نشان رسانيدند .
گفتار در ذكر وقايع مسرت آثار كه بعد از آن فتح نامدار در موكب ظفر شعار روى نمود
چون شادروان جلال شاهزادهء بلند اقبال به وقوع آن فتح نمايان ، همدوش سايبان آسمان گرديد به شكرانهء آن جبين خضوع و استكانت بر زمين بندگى و سرافكندگى سوده سجدات شكر الهى به تقديم رسانيد و خواجه آقا شاه ابهرى مشرف خزانهء عامرهء خود را به جهت رسانيدن مژدهء فتح و فيروزى به معسكر همايون روان نموده به ارسال وى ابواب خوشدلى و شادمانى بر روى منتظران اين خبر مسرت اثر